باب سىام [ 1 ] در وفات پيغمبر ما صلوات اللّه و سلامه عليه
و اين حال چنانست كه أوّل ذكر رنجورى وى كردهاند و بعد از ان ، سخن در وفات وى خواهد آمدن . و ابتداى رنجورى وى ، عليه السّلام ، كه در آن رنجورى وفات خواست يافت ، در ماه ربيع الأوّل بود [ 2 ] .
محمّد بن إسحاق ، رحمة اللّه عليه ، مىگويد :
در آن شب كه ابتداى رنجورى وى خواست بودن ، سيّد ، عليه السّلام ، * برخاست در ميانهء شب و بگورستان بقيع رفت و أهل گورستان بقيع را آمرزش خواست و باز خانه آمد ، و بامداد كه برخاست ، ابتداى رنجورى در وى ظاهر شده بود .
و هم محمّد بن إسحاق ، رحمة اللّه عليه ، مىگويد و روايت مىكند از [ أبى ] مويهبه غلام پيغمبر ، عليه السّلام ، كه وى گفت :
در آن شب كه سيّد [ را ] ، عليه السّلام ، رنجورى ظاهر خواست شدن ، در ميانهء شب سيّد ، عليه السّلام ، مرا از خواب بيدار كرد و گفت :
اى [ أبا ] مويهبه ، بيا با من تا بگورستان بقيع رويم ، كه امشب مرا فرمودهاند كه أهل گورستان بقيع را آمرزش خواهم . پس من با وى برفتم ، و چون بميان گورستان رسيده بود ، باز ايستاد و گفت :
السّلام عليكم يا أهل المقابر ليهنئ لكم ما أصبحتم
هامش
[ ( 1 - ) ] روا : سيهم .
[ ( 2 - ) ] سال يازدهم ، و در متن عربى ج 4 ص 291 : در اواخر صفر يا اول ربيع الاول .