غزو بيست و هفتم غزو طائف بوده است
و چون سيّد ، عليه السّلام ، از غزو حنين رجوع فرمود و قوم ثقيف از طائف به يارى مالك بن عوف و قبيلهء هوازن آمده بودند و مالك بن عوف [ و ] * قوم وى جائى باز كرده بودند [ 1 ] ، و شهر طائف را دروازها بسته بودند و بهر گوشهاى از ان منجنيقى [ 2 ] بر افراشته بودند و مستعدّ قتال شده بودند ، پيغمبر عليه السّلام ، لشكر خود ترتيب داد و بعزم غزو ثقيف بيرون آمد از مكّه [ 3 ] و روى در طائف نهاد ، و در راه كه مىرفت بحصن مالك بن عوف رسيد و حصن وى خراب كرد . و بعد از ان بديهى ديگر رسيد از طائف و در آن ديه مال بسيار از ان كافران بود ، و حصنى داشت آن ديه ، و كسى فرستاد به أهل آن ديه تا بزينهار آيند و از حصن بيرون آيند . پس ايشان از حصن بيرون نيامدند و سيّد ، عليه السّلام ، بفرمود تا آن حصن خراب كردند و آن مالها برگرفتند . و بعد از آن جايگاه رحلت كردند و بدر طائف فرود آمدند ، و طائف را سورى و باروئى محكم بود و لشكر بسيار در ان بود ، و بر سر هر كنگرهاى از باروى شهر منجنيقى بر افراشته بودند [ 4 ] و قومى بر سر آن داشته بودند ، و ديگر هر صناعتى كه أهل حرب را به كار بايستى ترتيب داده بودند . و چون سيّد ، عليه السّلام ، فرود آمد و شهر طائف را حصار داد ، جنگ در پيوستند و در روز أوّل چند تن از مسلمانان بقتل آوردند ، از بهر آنكه ايشان از بارو تير مىانداختند و به مسلمانان مىرسيد ، و مسلمانان تير مىانداختند و به ايشان نمىرسيد . پس سيّد ، عليه السّلام ، چون چنان ديد ،
هامش
[ ( 1 - ) ] كذا در اصل و ايا و ط و پا ، بدون « را » . روا : و مالك بن عوف را پناه به ايشان برده بود .
[ ( 2 - ) ] در متن عربى ج 4 ص 121 بجاى منجنيق : صنعوا الصنائع
[ ( 3 - ) ] كذا در جميع نسخ فارسى و ظاهرا : از جعرانه .
[ ( 4 - ) ] در متن عربى ج 4 ص 125 به وجود منجنيق بر با روى شهر تصريح نشده است .