و چون از غزو خندق فارغ شدند ، سيّد ، عليه السّلام ، روى باز صحابه كرد و گفت :
لن تغزوكم [ 1 ] قريش بعد عامكم هذا ، و لكنّكم تغزونهم [ 2 ] .
گفت : قريش [ را ] بعد ازين فرصت نباشد كه بغزو شما آيند ، بلكه فرصت از ان شما باشد كه بغزو ايشان شويد . و همچنانكه سيّد ، عليه السّلام ، گفته بود ، بعد از ان قريش [ را ] زهره نبود كه بجنگ آمدندى و مسلمانان بجنگ ايشان مىشدند تا حق تعالى فتح مكّه ايشان را ارزانى داشت ، و كفّار قريش جمله در رقبهء طاعت پيغمبر ، عليه السّلام ، آورد و ايشان را مسخّر گردانيد . و أشعار بسيار در غزو خندق گفتهاند و ما از آن جمله دو سه بيت بياوريم و باقى در سيرت مسطورست [ 3 ] . و أوّل شعر حسّان بن ثابت است كه در مجابات شعر عبد اللّه الزّبعرى گفته است :
قصيده
هل رسم دارسة المقام ، يباب * متكلّمٌ لمحاور بجواب [ 4 ]
قفرٌ عفا رهم السّحاب رسومه * و هبوب كلّ مطلّة مرباب [ 5 ]
و لقد رأيت بها الحلول [ 6 ] يزينهم * بيض الوجوه ثواقب الأحساب
هامش
[ ( 1 - ) ] در اصل : ان غزوكم .
[ ( 2 - ) ] در اصل : يغزونهم .
[ ( 3 - ) ] متن عربى ج 3 ص 266 تا 286 .
[ ( 4 - ) ] در اصل : الجواب .
[ ( 5 - ) ] در اصل : و هبوم كل مظلم مرتاب .
[ ( 6 - ) ] در اصل : الحول .