از آسمان در آمدند و او را در هوا مىبردند [ 1 ] و من ديدم كه او را بر آسمان مىبردند * تا از چشم من ناپديد شد ، و من پرسيدم كه اين چه كس بود ؟ گفتند كه :
عامر بن فهيره بود مولاى أبوبكر ، رضى اللّه عنه .
و در مرثيت بئر معونه أشعار بسيار گفتهاند ، از جملهء آن اين چند بيت است كه حسّان بن ثابت گفته است ما بياورديم ، و باقى در سيرت مذكور است [ 2 ]
على قتلى [ 3 ] معونة ، فاستهلىّ * بدمع العين سحّا غير نزر [ 4 ]
على خيل الرّسول غداة [ 5 ] لاقوا * مناياهم ، و لاقتهم [ 6 ] به قدر [ 7 ]
أصابهم الفناء به عقد قوم * تخوّن عقد حبلهم بغدر
فيا لهفى [ 8 ] لمنذر إذ تولّى * و أعنق [ 9 ] فى منيّته بصبر
و كائن قد أصيب غداة ذاكم * من أبيض ماجد من سرّ عمرو [ 10 ]
هامش
[ ( 1 - ) ] روا : و او را برگرفتند و در هوا مىبردند .
[ ( 2 - ) ] متن عربى ج 3 ص 197 و 198 .
[ ( 3 - ) ] در اصل : قتل .
[ ( 4 - ) ] در اصل : بدر .
[ ( 5 - ) ] در اصل : غدرة .
[ ( 6 - ) ] در اصل : و لاقيهم .
[ ( 7 - ) ] در اصل : بعدر .
[ ( 8 - ) ] در اصل : فيا اريغى .
[ ( 9 - ) ] در اصل : و اعتو .
[ ( 10 - ) ] در اصل : شر عمر .