بئر معونه گفتندى رئيسى آن جايگاه مقام داشت كه نام وى عامر بن الطّفيل بود و قبيلهء بسيار به وى تعلّق مىداشت ، أوّل نامهء پيغمبر ، عليه السّلام ، به يكى دادند از أصحاب و [ 1 ] به پيش وى فرستادند ، و آن دشمن خداى خود هيچ التفاتى بنوشتهء پيغمبر ، عليه السّلام ، نكرد و نخواند و در حال بفرمود و آن صحابى را بكشتند كه نوشته به وى آورده بود ، و ديگر لشكر برگرفت و ناگاه بر سر لشكر إسلام آمد ، و أصحاب پيغمبر ، چون چنان ديدند ، شمشير بركشيدند و روى در ايشان نهادند و جنگ با ايشان مىكردند تا چهل تن از صحابه بقتل آمدند و دو تن * از صحابه كه مانده بودند بصحرا بودند و اشتر مىچرانيدند و ايشان را از اين حال خبر نبود [ 2 ] . و چون بازآمدند و هنوز دور بودند از آن موضع كه صحابه فرود آمده بودند ، نگاه كردند غبارى چند ديدند برانگيخته و مرغانى چند سبز [ 3 ] ديدند كه از آسمان فرود آمده بودند . بعد از ان گمان بردند كه اين واقعه [ 4 ] افتاده است و أصحاب را بقتل آوردهاند . و اين دو تن يكى عمرو ابن أميّه بود الضّمرى ، و يكى ديگر مردى بود از أنصار . پس با همديگر برگرفتند كه : ما چه كنيم ؟ عمرو بن أميّه گفت : بيا تا باز پس رويم و خبر بنزد رسول ، عليه السّلام ، بريم و او را آگاهى دهيم . أنصارى گفت : لا و اللّه كه ما نيز برويم و جنگ كنيم تا ما نيز شهيد شويم ، چون ديگر برادران خود . پس چون ايشان هر دو بيامدند و جنگ مىكردند [ 5 ] ، تا آن مرد أنصارى كشته شد و
هامش
[ ( 1 - ) ] در اصل : به يكى دادند از أصحاب وى و ، بمتابعت از مدلول عبارات بعدى بر طبق ايا نقل شد .
[ ( 2 - ) ] بنابر متن عربى ج 3 ص 194 علاوه بر اين دو تن كه بصحرا رفته بودند يك تن ديگر از اين عده بنام كعب بن زيد پس از مجروح شدن از اين كشتار جان بدر برده و مىزيسته است تا آنكه در غزو خندق بشهادت رسيد .
[ ( 3 - ) ] كذا در اصل ، و در ساير نسخ فارسى : سپيد ، و در متن عربى ج 3 ص 195 رنگ مرغان ذكر نشده است .
[ ( 4 - ) ] ساير نسخ : كه واقعهاى .
[ ( 5 - ) ] در متن عربى دربارهء جنگ كردن عمرو بن اميه صراحتى وجود ندارد .