عضل و قاره بر پيغمبر ، عليه السّلام ، آمدند و گفتند : يا رسول اللّه ، در قبيلهء ما إسلام ظاهر شد و لكن آن جايگاه كسى نيست كه أحكام شريعت در مردم آموزد ، و اگر أصحاب خود چند تن بفرمائى تا در ميان ما آيند و ايشان را أحكام و فقه و قرآن در آموزد [ 1 ] . سخت بجاى خود بود و بسيارى ديگر رغبت كنند و به إسلام درآيند . سيّد ، عليه السّلام ، قول * ايشان باور داشت و شش كس از صحابهء خود اختيار كرد و بميان ايشان فرستاد ، چون بناحيت حجاز رسيدند .
بقبيلهء هذيل به جائى [ 2 ] كه آن را رجيع گفتندى ، با ايشان غدر كردند و برفتند و قبيلهء هذيل كه دشمن پيغمبر ، عليه السّلام ، بودند ايشان را خبر كردند و بر سر صحابهء سيّد ، عليه السّلام ، آوردند ، و صحابهء پيغمبر ، عليه السّلام ، غافل بودند ، و آن وقت خبر داشتند [ 3 ] كه شمشيرها كشيده بودند و بر سر ايشان ايستاده بودند ، و ايشان را گفتند : يا دست بدهيد تا شما را بگيريم و سوگند خوريم كه شما را نكشيم ، و اگر نه كه دست نمىدهيد . شما را همين ساعت بكشيم .
پس سه تن از أصحاب سيّد ، عليه السّلام ، دست بدادند و ايشان را هر سه بگرفتند ، و سه تن ديگر گفتند : ما را هيچ اعتماد نيست بر عهد كافران و شمشيرها بركشيدند و بجنگ كفّار باز ايستادند تا ايشان را هر سه بقتل آوردند .
و از جملهء اين سه تن يكى عاصم بن ثابت بود و وى أوّل بود كه شمشير بركشيد و روى در كافران نهاد و اين رجز برخواند :
شعر
ما علّتى و أنا جلدٌ نابل * و القوس فيها وترٌ عنابل
تزلّ عن صفحتها [ 4 ] المعابل * الموت [ 5 ] حقّ و الحياة باطل
هامش
[ ( 1 - ) ] كذا در اصل ، روا و ايا : درآموزند .
[ ( 2 - ) ] روا : موضعى . متن عربى ج 3 ص 179 : حتى اذا كانوا على الرجيع ماء لهذيل بناحية الحجاز .
[ ( 3 - ) ] ايا : يافتند .
[ ( 4 - ) ] در اصل : ترعى صفحتها .
[ ( 5 - ) ] در اصل : و الموت .