پس أبو سفيان بن حرب ، چون بنزديك مدينه رسيد ، آن جايگاه كه مقامگاه بنى النّضير بود ، فرود آمد . * پس چون شب درآمد ، خود تنها برخاست و پيش سلّام بن مشكم [ 1 ] 88 رفت كه رئيس يهود [ 2 ] بود . و سلام بن مشكم او را بخانهء خود برد و فرود آورد و تيمار داشت كرد . أبو سفيان ، خبر سيّد ، عليه السّلام ، باز پرسيد و آن أصحاب وى ، و بعد از ان از پيش وى بيرون شد و هم در شب تاختن بدر مدينه برد ، و درختى چند خرما بسوخت ، و دو تن از أنصار بيرون مدينه بيافت و هر دو بكشت و هم در فور بازگرديد و روى باز مكّه نهاد [ 3 ] . و خبر به خدمت سيّد ، عليه السّلام ، رسيد و سيّد ، عليه السّلام ، با أصحاب خود برنشست 89 و از قفاى وى بشد تا بمنزلى رسيد كه أبو سفيان و لشكر وى فرود آمده بودند ، و چون [ 4 ] نگاه كردند ، قماش و هر چه داشتند از تعجيل رها كرده بودند و خود رفته بودند . پس سيّد ، عليه السّلام ، آن جايگاه نزول فرمود و صحابه آن جمله قماشها و رخت و تخت ايشان برگرفتند [ 5 ] و هر چه خوردنى بود بخوردند و زوادهء [ 6 ] ايشان بيشتر پست [ 7 ] بود از جو ، از اين سبب اين غزو را غزو سويق نام كردند . و سيّد ، عليه السّلام ، چون بدانست كه أبو سفيان برفت ، هم از آن جايگه بازگرديد و به مدينه بازآمد ، و باقى ماه ذى الحجّه در مدينه بود و بعد از ان قصد جانب نجد كرد ، بغزو قبيلهء
هامش
[ ( 1 - ) ] در اصل : مسلمه .
[ ( 2 - ) ] در متن عربى ج 3 ص 47 : و كان سيد بنى النضير .
[ ( 3 - ) ] متن عربى ج 3 ص 48 : فبعث رجالا من قريش الى المدينة ، فاتوا ناحية منها ، يقال لها : العريض فحرقوا فى أصوار من نخل بها ، و وجدوا بها رجلا من الانصار و حليفا له فى حرث لهما ، فقتلوهما ، ثم انصرفوا راجعين .
[ ( 4 - ) ] مج : چون لشكر مدينه را بديدند زواده و قماش و ثقل كه داشتند بگذاشتند و بگريختند پس .
[ ( 5 - ) ] روا : و صحابه آن قماشها و رختها برگرفتند .
[ ( 6 - ) ] روا : زاده . ط : زاد ، و زواده بمعنى توشهء سفر آمده است .
[ ( 7 - ) ] بكسر اول هر آردى را گويند عموما و آردى كه گندم و جو و نخود آن را بريان كرده باشند خصوصا ( برهان ) .