بودند ، و أسامى ايشان در سيرت مذكور است [ 1 ] . و از جملهء أحبار يهود دو تن به اسلام درآمدند ، يكى عبد اللّه بن سلام ، و يكى ديگر مخيريق ، و باقى بر كفر و ضلالت بماندند و در ان هلاك شدند . و حكايت عبد اللّه بن سلام و مخيريق بتفصيل بيايد ، إن شاء اللّه تعالى وحده .
* حكايت اسلام عبد اللّه بن سلام
محمّد بن إسحاق گويد ، رحمة اللّه عليه ، كه :
عبد اللّه بن سلام حبرى بزرگ و دانشمندى فحل بود از قوم يهود ، و على الخصوص در علم تورات نيكو بود و نيك دانستى و مرجع يهود را أحكام تورات و ديگر علمها بيشتر به وى بودى . و عبد اللّه بن سلام عدالت پيغمبر ، عليه السّلام و نعت و صفت وى از تورات نيكو بدانسته بود و پيوسته منتظر ظهور وى بودى و مترصّد و مترقّب أيّام بعث سيّد ، عليه السّلام ، مىبود .
آنگاه عبد اللّه بن سلام [ از إسلام [ 2 ] ] خود حكايت كرد و گفت : چون بشنيدم كه پيغمبر ، عليه السّلام ، در مكّه ظاهر شد و دعوت مردم آغاز كرد ، من از مردم پيوسته تفحّص [ حال [ 2 ] ] وى كردمى و نعت و صفت وى پرسيدمى ، از جماعتى كه مرا اعتماد بقول ايشان بود . و نعت و صفت وى بحقيقت معلوم كردم و تاريخ مبعث وى بدانستم ، آن وقت مرا يقين شد كه وى پيغمبر بحقّ است و مبعوث آخر الزّمانست ، و همانست كه حق تعالى در تورات نعت و صفت وى ياد كرده است ، لكن من آن را با خود مىداشتم و پيش يهود إظهار نمىكردم ، تا اوّل روز كه سيّد ، عليه السّلام ، به مدينه آمد و در قبا فرود آمد ، بعد از ان يكى بقبيلهاى ما آمد و مرا حكايت كرد كه محمّد رسيد و به قبا فرود آمد . بعد از ان من از شادى ، دست از كارى كه بود بداشتم و به خدمت
هامش
[ ( 1 - ) ] متن عربى ج 2 ص 160 تا 162 .
[ ( 2 - ) ] از روا نقل شد .