در روم وفات يافت .
و زيد بن عمرو بن نفيل قصد كرد تا از مكّه بيرون رود . پدر عمر ، رضى اللّه عنه ، خطّاب با وى خويش بود و او را خبر شد [ 1 ] و نمىگذاشت كه برفتى و زيد بن عمرو [ بن نفيل كه قصد كرده بود كه برود ] [ 2 ] ، وقتها روى در كعبه آوردى و گفتى : 43 [ أللّهمّ لو أنّى أعلم أىّ الوجوه أحبّ إليك عبدتك به ، و لكنّى لا أعلمه ] [ 3 ] .
بار خدايا ، اگر دانستمى كه ترا بكدام [ 4 ] وجه دوستر است كه ترا بدان پرستيدندى ، من ترا بدان وجه پرستيدمى ، لكن نمىدانم و مرا معذور دار . اين بگفتى و سجده بكردى ، لكن ميل وى بدين إبراهيم بود ، عليه السّلام ، و قريش را گفتى : « أعبد ربّ إبراهيم » ، من خداى إبراهيم را مىپرستم . [ بعد از ان هم طريق ساخت و از مكّه بيرون شد [ 5 ] ] و هر جا [ 6 ] گرديدى و طلب دين إبراهيم كردى تا بيامد و گرد موصل و ولايت جزيره [ و ] شام برامد و از أحبار يهود و رهبان نصارى كيفيّت دين حنيفيّت [ 7 ] بپرسيد . ايشان گفتند : اى مرد ، اگر از دين موسى يا از دين عيسى ، عليهما السّلام ، مىپرسى ما حقيقت و كيفيّت آن با تو بگوييم [ 8 ] ، امّا دين إبراهيم و دين حنيفيّت ما را معلوم نيست .
چون تمام بگرديده بود و از همه نوميد شده بود ، روى باز مكّه نهاد . بعد از ان
هامش
[ ( 1 - ) ] در اصل : نبود ، و از روا نقل شد .
[ ( 2 - ) ] از روا نقل شد .
[ ( 3 - ) ] از اصل ساقط است و از ساير نسخ نقل شد .
[ ( 4 - ) ] در اصل : بگذارم .
[ ( 5 - ) ] از پا نقل شد و در متن عربى ج 1 ص 244 چنين است : قد اجمع الخروج من مكة ليضرب فى الأرض . . .
[ ( 6 - ) ] در اصل بخلاف ساير نسخ : هر جاى كه .
[ ( 7 - ) ] در اصل : و حقيقت ، و بر طبق روا اصلاح شد .
[ ( 8 - ) ] روا : با تو نيكو بگفتمانى .