تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
دانستند كه با ايشان برنيايند ، صلح طلبيدند و رسول [ 1 ] ميان ايشان بيامد و برفت و قرار بدادند كه قوم جرهم مكّه بگذارند و زن و فرزند و آنچه دارند برگيرند * و از مكّه بيرون شوند و ايشان را تعرّض نرسانند . پس قوم جرهم ، چون دل از مكّه برداشتند [ 2 ] و يقين بدانستند كه ولايت و رياست مكّه ازيشان فوت مىشود ، و رئيس ايشان عمرو بن حارث بن مضاض بود ، همه برفتند و حجر الأسود را از ركن خانه بركندند ، و دو آهو برهء زرّين كرده بودند از بهر كعبه و آن را غزالى الكعبه گفتندى ، ديگر هر سلاح كه در خانهء كعبه بود برگرفتند و در چاه زمزم پنهان كردند و چاه زمزم بينباشتند و هامون كردند [ 3 ] ، اين همه سردار ايشان عمرو بن حارث بن مضاض كرد و قوم وى را يارى مىدادند . و بعد از ان قوم جرهم برگرفت و از مكّه بيرون شد و قصد يمن كردند و برفتند و آن جايگاه مقام ساختند . و چاه زمزم از عهد جرهم باز منطمس شده و متروك شده بود تا بعهد عبد المطّلب جدّ مصطفى ، عليه الصّلاة و السّلام . چون [ عهد ] عبد المطّلب [ 4 ] در آمد و خوابى بديد و چاه زمزم باز ديد [ آورد ] [ 5 ] . و حكايت آن در بابى مفرد خود بيايد . پس قوم جرهم چون به يمن شدند [ 6 ] مفارقت مكّه بر ايشان سخت آمد و پيوسته متحسّر و اندوهگن [ 7 ] شدند تا يك روز رئيس [ 8 ] ايشان عمرو بن حارث ابن مضاض از سر اشتياق و تحسّر و فراق ملك [ 9 ] اين چند بيت بگفت :
هامش
[ ( 1 - ) ] روا : مرد . [ ( 2 - ) ] روا و پا : برگرفتند . [ ( 3 - ) ] روا و پا : برفت . . . كند . . . هامون كرد . در اصل : هامان و بر طبق ساير نسخ ضبط شد . [ ( 4 - ) ] روا و پا : عهد . ايا : نوبت وى در آمد و عبد المطلب خوابى . [ ( 5 - ) ] از روا و پا و ط نقل شد . ايا : پديدار آورد . [ ( 6 - ) ] ساير نسخ : بودند . [ ( 7 - ) ] روا : اندوهناك شدند . [ ( 8 - ) ] در اصل : پيش ، و از ساير نسخ نقل شد . [ ( 9 - ) ] روا و ايا : فوات مملكت مكه .
سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 116 | قاضى ابرقوه