نشستى ] [ 1 ] . و هر چه طرف بالا بود از مكّه حكم آن مضاض كردى ، 19 و هر چه طرف زير بودى حكم آن سميدع كردى . پس چون مدّتى بر آمد ميان هر دو قوم جرهم و قطوراء منازعتى و مخالفتى افتاد . مضاض كه رئيس قوم جرهم بود سميدع [ را ] [ 1 ] بقتل آورد و حكم مكّه بجملگى باز وى افتاد ، پس ولايت كعبه خود از جهت فرزندان إسماعيل ، عليه السّلام ، داشت و رياست خود بتغلّب فرو گرفته بود . چون ولايت كعبه و رياست مكّه [ 2 ] او را مسلّم شد ، اشتر و گاو و گوسفند بسيار بكشت و اهل مكّه را مهمانى كرد . و گويند اوّل كسى كه در مكّه بقتل آمد سميدع بود كه مضاض او را بقتل آورد [ 3 ] و اللّه اعلم .
و چون مضاض بن عمرو از دنيا مفارقت كرد ، ولايت كعبه هم در دست قوم جرهم بماند ، زيرا كه [ 4 ] اهل مكّه ايشان بودند و استيلا داشتند و ديگر از جهت مادر ، خويشاوندان فرزندان إسماعيل ، عليه السّلام ، بودند . فرزندان إسماعيل در آن وقت با ايشان مىبودند و مراقبت جانب ايشان مىكردند و سخن از ولايت كعبه نمىگفتند ، و هم بدين حال مىبودند تا فرزندان إسماعيل بسيار شدند و ايشان را در مكّه جاى نماند و چند قوم ازيشان * از مكّه بيرون رفتند و در اطراف بلاد مقام ساختند . پس چون مدّتى برآمد ، قوم جرهم دست ظلم و تطاول بركشيدند [ 5 ] و مقيم و مجتاز را مىرنجانيدند و در مال كعبه خيانت مىكردند و هديّها كه از هر جاى به كعبه مىآوردند برمىگرفتند و بخرج خود مىكردند و حرمت حرم ، چنان كه شرط بود ، بجاى نمىآوردند ، و عرب در اطراف بلاد
هامش
[ ( 1 - ) ] از ايا و ط نقل شد .
[ ( 2 - ) ] روا : مكه هر دو .
[ ( 3 - ) ] در اصل : كه بقتل آمد ، يعنى در مكه و اول كسى كه در مكه برفت و قتل كرد آن بود كه سميدع بقتل آورد ، يعنى مضاض . و از مج نقل شد .
[ ( 4 - ) ] ايا : بزرگان كه اهل .
[ ( 5 - ) ] ساير نسخ : برگشودند .