و السّلام ، دادند [ 1 ] كه : اين چه سخنى است كه تو مىگوئى و ما چندين خداى داريم ، چون [ 2 ] فرو گذاريم و يك خداى را پرستيم ؟ چنان كه حق سبحانه و تعالى در قرآن مجيد از قول ايشان خبر باز داد :
أَ جَعَلَ الْآلِهَةَ إِلهاً واحِداً إِنَّ هذا لَشَيْءٌ عُجابٌ [ 3 ] .
گفتند : اين محمّد [ 4 ] خدايان ما [ 5 ] با يكى آورد ، اين چيزى عجب است كه محمّد مىگويد . پس عرب بعد از ان [ كه ] رسم بت پرستيدن نهاده بودند [ طواغيت را نيز بر پاى كردند و آن را چون كعبه معبدگاه خود ساخته بودند .
و طواغيت خانها بود ] كه [ هر ] قومى بزرگ از عرب يكى از ان بپرداختند و سدنه [ 6 ] و حجاب به خدمت آن بازداشتند و آن را بجاى كعبه مىپرستيدند و طواف آن مىكردند . با آنكه اين همه مىكردند كعبه را از همه معظّمتر و مشرّفتر مىدانستند ، از بهر آنكه دانستند كه كعبه بناى إبراهيم است و مولد إسماعيل است ، عليهما السّلام . و هر سال بحجّ رفتندى ، و مناسك حجّ چنان كه ايشان [ را ] رسم معهود بود بجاى آوردندى ، إلّا آنكه در تلبيه توحيد نگفتندى و شرك آوردندى ، و چنين گفتندى :
لبّيك اللّهمّ لبّيك ، [ لبّيك ] لا شريك * لك إلّا شريك هو لك ، تملكه [ 7 ] و ما ملك .
پس قوم بنى كنانه [ را ] [ 8 ] ، در نخله طاغوتى بود نام وى عزّى [ 9 ] ، و آن را
هامش
[ ( 1 - ) ] روا و پا : چنين دادند .
[ ( 2 - ) ] روا و پا : ما چندين خدايان را چون .
[ ( 3 - ) ] ص ، 4 .
[ ( 4 - ) ] روا : محمد بيامد و .
[ ( 5 - ) ] ساير نسخ : ما را از هزار باز يكى .
[ ( 6 - ) ] در اصل : سكنه .
[ ( 7 - ) ] در اصل : و ما تملك .
[ ( 8 - ) ] قياسا را الحاق شد .
[ ( 9 - ) ] در اصل : عزه عزى .