مدار نسب [ 1 ] بر وى است ، و ديگر مالك بن كنانه ، و سوم عبد منات [ 2 ] بن كنانه ، و چهارم ملكان بن كنانه .
و چنين گويند كه : قريش بجملگى از نضر بن كنانهاند . هر كه از فرزندان وى است قريشى است و اگر نه نه . و قرشى را دو معنى گفتهاند : يكى آنكه اشتقاق قريش از تقرّش است [ و تقرّش ] تجارت و اكتساب باشد و از اين جهت قريش را قريش گفتندى كه پيشهء ايشان بازرگانى بودى ، و ديگر معنى آن گفتهاند كه قريش از بهر آن قريش گفتندى كه جمع شدندى بهم بعد از آنكه متفرّق بودند ، و تقرّش بدين تأويل بمعنى تجمّع باشد .
پس از نضر بن كنانه دو پسر بوجود آمد : يكى مالك نام نهاد ، و دوم يخلد ، و مدار نسب بعد از نضر بن [ كنانه بر ] مالك بن [ 3 ] النّضر است . و از مالك بن النّضر بر فهر بن [ 3 ] مالك . [ و بعضى چنين گويند كه : هر كه از فرزندان فهر بن مالك است قرشى است و اگر نه نه ] .
و از فهر بن مالك چهار پسر بوجود آمد : غالب بن فهر ، و مدار نسب [ 4 ] بر غالب بود ، ديگر حارث بن فهر ، سوم أسد بن فهر ، چهارم محارب [ 5 ] بن فهر .
و از غالب بن فهر دو پسر بوجود آمد : يكى لؤىّ بن غالب ، و مدار نسب [ 6 ] بر وى است ، [ و ديگر تيم بن غالب .
و از لؤىّ بن غالب چهار پسر بوجود آمدند [ 7 ] : كعب بن لؤىّ ، و مدار
هامش
[ ( 1 - ) ] روا و پا : نسب پيغمبر عليه السلام بعد از كنانه .
[ ( 2 - ) ] در اصل : منافى .
[ ( 3 - ) ] در اصل : ابن .
[ ( 4 - ) ] روا و پا : نسب سيد عليه السلام بعد از فهر .
[ ( 5 - ) ] در اصل : مجارب .
[ ( 6 - ) ] روا و پا : پيغمبر ما بعد از غالب بر وى است .
[ ( 7 - ) ] ايا و ط : آمد .