تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة مقدمه مصحح 102

مساهمون:

صمقدمه مصحح ١٠٢
در اصفهان از أمّ ابراهيم فاطمهء جوزدانيّه [ 1 ] و علماى آن شهر و علماى بغداد و خراسان استماع و كسب علم يا اجازه كرده بود و در بغداد و دمشق و قاهره روايت مىكرد ، استماع حديث نمود . رفيع الدين در طلب علم به شام رفت و در آنجا از ابو حفص عمر بن معمر بغدادى دار قزّى [ 2 ] معروف به ابن طبرزد [ 3 ] ( متولد بغداد در 516 و متوفى در همانجا به سال 607 ) كه از برادرش ابو البقاء و از علماى ديگر بغداد كسب دانش كرده بود و از محدثان متفرّد بود و در بسيارى از بلاد مانند بغداد و اربل و حرّان و حلب و دمشق تدريس كرده بود ، حديث شنيد . پس از دمشق رفيع الدين به بغداد آمد و در آنجا از اصحاب و شاگردان ابى بكر محمّد بن عبد الباقى بغدادى قاضى مارستان [ 4 ] ( متوفى به سال 535 ) و در واسط از ابو الفتح محمد بن احمد بن بختيار معروف به ابن مندائى [ 5 ] ( متولد واسط در 517 و متوفى در همانجا به سال 605 ) ، كسب علم كرد . پس از طى اين مراحل علمى رفيع الدين به ايران آمد و اين سفر ميان سالهاى
هامش
[ ( 1 - ) ] ذهبى ، العبر ، ج 4 ص 56 . وفات فاطمهء جوزدانيه را در 524 و تولد شاگردش ام الكريم را در 522 نوشته‌اند و اين درست به نظر نمىرسد زيرا در اين صورت رابطهء استادى و شاگردى ميان ايشان وجود نداشته است . [ ( 2 - ) ] دار القز از محلات بغداد بوده است . [ ( 3 - ) ] معرب تبرزد ، نبات و قند سفيد را گويند . . . ( برهان ) . [ ( 4 - ) ] ذهبى ، العبر ، ج 4 ص 96 ، ابن العماد ، شذرات ، ج 4 ص 108 . [ ( 5 - ) ] المنذرى ، التكمله ، ج 3 ص 250 ، ذهبى ، العبر ، ج 5 ص 14 ، ابن الاثير ، كامل ، ج 12 ص 118 ، صفدى ، وافى ، ج 2 ص 116 ، ابن كثير ، البدايه ، ج 13 ص 52 ، ابن تغرى بردى ، النجوم ، ج 6 ص 196 ، ابن العماد ، شذرات ، ج 5 ص 17 .