چنان كه قفطى گفته است از مصريان بود كه سيرهء ابن هشام در ساير آفاق منتشر شد [ 1 ] . از قضا در تأييد همين مطلب است كه در ديباجهء ترجمهء فارسى حاضر مىخوانيم :
« فى الجمله قدر و شرف اين كتاب أهل شام و مصر مىدانند و نفاست و عزّت آن ايشان مىشناسند ، زيرا متداول ايشان است و ايشان بدان معرفت دارند » [ 2 ] بر خلاف در همين ديباجه دربارهء عدم معروفيت كتاب سيره ميان مردم ايران چنين مىخوانيم :
« و در پارس كه ولايت ما است ، نفس اين كتاب خود غريب الوجود است فضل از آنكه خود كسى را سماع آن باشد ، يا روايت آن تواند كردن » [ 3 ] به همين مناسبت مترجم كتاب سيره مىگويد :
« پس ما را چون اتفاق سفر شام و زيارت قدس افتاده بود ، خاص از بهر سماع كتاب سيرت كه وى [ محمد بن اسحاق ] جمع كرده است ، به جانب مصر رحلت كرديم ، از بهر آنكه روايت آن بطريق أعلى و درجهء أوفى جز دو شيخ
هامش
[ ( - 573 ، ) ] دائرة المعارف اسلامى ، ج 1 ص 1080 ) . ابن ماكولا ( ابو نصر على بن هبة اللّه متوفى در 475 ) در كتاب الاكمال ج 1 ص 480 دربارهء احمد و محمد و عبد الرحيم برقى مىنويسد كه : ايشان هر سه سيره را از ابن هشام روايت كردهاند و محمد بن اسماعيل بن فرج مهندس از احمد ، و عبيد اللّه بن يحيى بن يحيى و محمد بن عبد السلام الخشنى و مطرف بن عبد الرحمان هر سه از محمد ، و عبد اللّه بن جعفر بن الورد البغدادى از عبد الرحيم سيره را نقل كردهاند . دربارهء رواة سيره و طريقهائى كه ذكر شد رجوع شود به : ابن خير ، فهرسة ، ص 233 تا 236 ، مقدمهء ووستنفلد ، ص 41 تا 45 .
[ ( 1 - ) ] قفطى ، انباه الرواة ، ج 2 ص 212 .
[ ( 2 - ) ] ص 3 س 10 همين ترجمهء فارسى .
[ ( 3 - ) ] ص 3 س 12 همين ترجمهء فارسى .