تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة كلمات الامام الحسين ( ع ) ( فرهنگ جامع سخنان امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 896

مساهمون:

ص٨٩٦
( آنچه دوست دارى از خدا بخواه و حاجت خود را نام ببر ، و اين دعا را جز با وضو مخوان ) . سپس امير مؤمنان عليه السّلام به آن جوان فرمود : هرگاه شب فرا رسيد آن را ده بار بخوان ، و فردا خبر آن را برايم بياور . امام حسين عليه السّلام فرمود : « آن جوان ، نوشته را گرفت و رفت ، در آن روز موعود چيزى از صبح نگذشته بود كه نزد ما آمد ، در حالى كه سالم بود و عافيت يافته ، و نوشته در دستش بود و مىگفت » « 1 » : به خدا سوگند ، اين اسم اعظم است ، سوگند به پروردگار كعبه ، دعايم مستجاب شد . امير مؤمنان عليه السّلام فرمود : ماجرا را برايم بازگو كن عرض كرد : همين كه چشمها در خواب غنودند و پردهء تاريك شب فرو افتاد ، دستم را به آن نوشتهء دعا بالا برده خدا را به حق آن چند بار خواندم ، پس دربار دوم ، پاسخ شنيدم : بس است كه خدا را به اسم اعظم او خواندى سپس خوابم برده در رؤيا رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را ديدم كه دست مبارك خود را بر ( اندام فلج ) من مىكشيد و مىفرمود : خداى بزرگ را نگهدار ( و مراقب باش ) كه تو بر نيكى ( و سرنوشت خير ) واقع شدى ، پس بيدار شدم در حالى كه ( از فلج ) عافيت يافته بودم ، چنان كه مىبينى ، ( اى امير مؤمنان عليه السّلام ) خدا تو را پاداش خير دهد .
هامش
( 1 ) و أخذ الفتى الكتاب و مضى ، فلمّا كان من غد ما أصبحنا حينا حتّى أتى الفتى إلينا سليما معافا ، و الكتاب بيده .