« مهر آن مشك است و در اين ( نعمتها ) مشتاقان بايد بر يكديگر پيشى گيرند » « 1 » .
اختلاف اصحاب پيامبر صلّى اللّه عليه و آله
[ 41 ] - 41 - از حسين بن على عليه السّلام روايت شده كه فرمود : « پيامبر صلّى اللّه عليه و آله براى ابن صياد « 2 » ، دودى پنهان داشت و از او پرسيد كه چه چيز برايش پنهان كرده است » « 3 » ؟ پاسخ داد : « ذخ » فرمود :
از من دور شو كه هرگز از اصل ( ناسپاس و كفرآميز ) خود نمىگذرى ، پس چون رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله پشت نمود مردم گفتند : او چه گفت ؟ بعضى گفتند : « دخ » ، بعضى گفتند :
« ذخ » ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : با منيد و اين گونه اختلاف داريد : پس بعد از من اختلاف شما سختتر خواهد بود .
پرسشهاى يهودى
[ 42 ] - 42 - شيخ مفيد به طريق خود ، از امام صادق از امام باقر و از امام سجّاد و از امام حسين عليهم السّلام نقل كرده كه فرمود : مردى يهودى خدمت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آمد و عرض كرد « 4 » : اى محمّد ! آيا شما باور دارى كه فرستاده خدايى و به تو وحى مىشود به همانگونه كه به موسى بن عمران وحى مىشد ؟ فرمود : آرى من سرور فرزندان آدم و فخر نمىورزم من خاتم پيامبران و امام پارسايان و رسول پروردگار عالميانم .
عرض كرد : اى محمّد ! آيا به سوى عرب فرستاده شدهاى يا به سوى عجم يا به سوى ما ؟
فرمود : من فرستاده خدا به سوى همه مردمم .
هامش
( 1 )خِتامُهُ مِسْكٌ وَ فِي ذلِكَ فَلْيَتَنافَسِ الْمُتَنافِسُونَالمطففين : 26 .
( 2 ) ابن صياد - طبق آنچه از احاديث كنز العمال برمىآيد - معاند لجوجى بوده كه بر شر خود اصرار مىورزيده است .
( 3 ) خبّأ النّبيّ صلّى اللّه عليه و آله لابن صيّاد دخانا ، فسأله عمّا خبّأ له .
( 4 ) جاء رجل من اليهود إلى النّبيّ صلّى اللّه عليه و آله فقال :