بخشندگى دارايى ، و مهربانى ، خردمندى است » « 1 » .
سوگند زياد
[ 848 ] - 31 - امام حسين عليه السّلام فرمود : « از سوگند زياد بپرهيزيد زيرا سوگند آدمى از چهار خصلت سرچشمه مىگيرد : يا از خوارى است كه در خود مىيابد و او را بر ذلّت ( نياز به ) تصديق مردمش برمىانگيزد و يا از ناتوانى در منطق است كه سوگندها را پر كنندهء ( خلاها ) و پيوند ساز سخنان ( بىربط ) خود مىكند و يا از بدبينى مردم است كه از آنان نسبت به خود سراغ دارد و مىداند كه سخنش را جز با سوگند نمىپذيرند و يا از آن روست كه زبان خود را بىانديشه به كار مىگيرد » « 2 » .
آداب سخن
[ 849 ] - 32 - عبد اللّه بن عبّاس گويد : امام حسين عليه السّلام به من فرمود : « اى فرزند عبّاس سخنى مگوى كه به تو مربوط نيست زيرا از پيامد سنگين آن بر تو ، نگرانم . و نيز سخنى را كه به تو مربوط مىشود ، جز در جاى مناسبش مگو ، زيرا چه بسا گويندهاى كه حق را ( نابجا ) گفت و رسوا شد . با بردبار و گستاخ ، يك و دو مكن ، زيرا بردبار ، ( نفرت يافته ) از تو جدا مىشود و گستاخ تو را ( از پا درآورده ) پست مىسازد .
پشت سر كسى كه از تو ناپيداست چيزى مگو ، مگر آنچه را كه مىپسندى او پشت سرت از تو گويد ، و همانند بندهاى رفتار كن كه مىداند به گنهكارى خود گرفتار مىشود و به نيك
هامش
( 1 ) الصّدق عزّ ، و الكذب عجز ، و السّرّ أمانة ، و الجوار قرابة ، و المعونة صداقة ، و العمل تجربة ، و الخلق الحسن عبادة ، و الصّمت زين ، و الشّحّ فقر ، و السّخاء غنى ، و الرّفق لبّ .
( 2 ) احذروا كثرة الحلف فإنّه يحلف الرّجل لخلال اربع إمّا لمهانة يجدها فى نفسه تحثّه على الضّراعة الى تصديق النّاس إيّاه ، و امّا لعىّ فى المنطق فيتّخذ الايمان حشوا و صلة لكلامه ، و امّا لتهمة عرفها من النّاس له فيرى أنّهم لا يقبلون قوله الّا باليمين ، و امّا لارساله لسانه من غير تثبيت .