نائل آيد ، پديد آمد .
( اينجا امام عسكرى عليه السّلام اضافه مىكند كه : ) و حسين بن على عليه السّلام فرمود :
« آگاه باشيد اگر آنان ( كه رو برتافتند ) از روى صدق نيّت و درستى عقيدهء ( فطرى ) قلبى خود ، خدا را با سوگند به محمّد و خاندان پاكيزهاش مىخواندند كه نگهشان بدارد تا ديگر پس از مشاهدهء آن همه معجزات آشكار ، با خدا لجاجت نكنند ، حتما خدا از راه بخشش و بزرگوارى خود ، اين خواسته را اجابت مىنمود ؛ امّا آنان كوتاهى كرده ، ذلت و خوارى ( در دنيا و آخرت ) را برگزيدند و با هواپرستى ، دنبال لذات ( زودگذر دنياى ) خويش رهسپار گشتند » « 1 » .
تفسير « ناس » در آيه ثُمَّ أَفِيضُوا مِنْ حَيْثُ أَفاضَ النَّاسُ
[ 507 ] - 6 - سعيد بن مسيّب نقل مىكند : از امام سجّاد عليه السّلام شنيدم كه فرمود : مردى خدمت امير المؤمنين عليه السّلام رسيد و عرض كرد : اگر عالم هستى ، مرا از ( تفسير ) « ناس » ، و « اشباه الناس » و « نسناس » آگاه كن . حضرت امير عليه السّلام ( خطاب به امام حسين عليه السّلام فرمود : اى حسين : جواب اين مرد را بده ، امام حسين عليه السّلام ( رو به آن مرد نموده ) فرمود : « امّا اينكه پرسيدى « ناس » ( مردم ) چه كسانىاند ؟ ما ( اهل بيت عصمت عليهم السّلام ) همان « ناس » هستيم ( كه خداى سبحان مردم را به پيروى از ما فرمان داده است ) از اينرو خداى پاك و بلند ياد در كتاب آسمانى خويش مىفرمايد : « از ( عرفات يعنى ) همانجائى كه « ناس » ( به سوى من ) كوچ مىكنند ، شما هم كوچ كنيد ( نه از جاى ديگرى ) ، « 2 » اين رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بود كه مردم را ( از رسوم جاهلى بازداشت و آنان را از عرفات ) كوچانيد ( نه از جاى ديگرى ) . و امّا سؤال تو كه « اشباه الناس » ( شبه مردم ) چه كسانىاند ؟
هامش
( 1 ) أما إنّهم لو كانوا دعوا اللّه بمحمّد و آله الطّيّبين بصدق من نيّاتهم و صحّة اعتقادهم من قلوبهم أن يعصمهم ، حتّى لا يعاندوه بعد مشاهدة تلك المعجزات الباهرات ، لفعل ذلك بجوده و كرمه ، و لكنّهم قصّروا فآثروا الهوى بنا ، و مضوا مع الهوى في طلب لذّاتهم .
( 2 )ثُمَّ أَفِيضُوا مِنْ حَيْثُ أَفاضَ النَّاسُ. بقره : 199 .