تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة كلمات الامام الحسين ( ع ) ( فرهنگ جامع سخنان امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 301

مساهمون:

ص٣٠١
اينان دو نفر شمشير بدست بگمار اگر يك نفر از آنان سخنى در جواب من گفت - تصديق باشد يا تكذيب - با شمشير خود او را بزنند ! سپس همراه آنان بيرون آمده ( به مسجد درآمد و ) بر منبر بالا رفت . پس حمد و ثناى خداوندى به جاى آورد و گفت : اين گروه مردان ، بزرگواران و بهتران مسلمانانند كه بدون آنان كارى انجام نمىشود و جز با مشورت آنان امرى به نتيجه نمىرسد . آنان راضى شدند و با يزيد بيعت كردند پس - با توكّل بر نام خدا - شما نيز بيعت كنيد ! مردم كه منتظر بيعت آنان بودند بيعت كردند . سپس معاويه مركبهاى خود را راه انداخته به مدينه برگشت . مردم سراغ آنان آمده گفتند : شما كه مصمّم بوديد بيعت نكنيد چرا راضى شديد و بيعت كرديد ؟ ! گفتند : « به خدا سوگند ما بيعت نكرده‌ايم . » « 1 » پرسيدند : پس چرا جواب او را نداديد ؟ گفتند : « او با ما مكر نمود و ترسيديم كشته شويم . » « 2 » [ 214 ] - 39 - ابن اعثم گويد : فرداى آن روز ، معاويه بيرون آمده به مسجد درآمد ، سپس بر منبر رفته نشست و مردم را فرا خواندند تا نزد او گرد آيند . حسين بن على عليه السّلام و ابن ابى بكر و ابن عمر و ابن زبير نيز آمده نزديك منبر نشستند . معاويه كه نشسته بود چون ديد مردم گرد آمدند بپاخاست و پس از حمد و ثناى الهى گفت : هان مردم ! ما حرفهاى مردم را پوچ و بىاساس يافتيم . آنان پنداشته‌اند كه حسين بن على عليه السّلام ، عبد الرحمن بن ابى بكر ، عبد اللّه بن عمر و عبد اللّه بن زبير با يزيد بيعت نكرده‌اند . اينك اين چهار نفر كه بزرگان و بهتران اهل اسلام‌اند نزد من هستند من آنان را به بيعت فرا خواندم آنان را شنوا و فرمانبردار يافتم آنان با يزيد بيعت نموده و قبول كردند ! راوى گويد : شاميان ( كه با او بودند ) دست به شمشير برده تيغ از نيام بركشيدند و گفتند : اى امير مؤمنان ! چيست كه كار اين چهار نفر را بزرگ مىشمارى ؟ اجازه ده تا گردنهايشان
هامش
( 1 ) و اللّه ما فعلنا . ( 2 ) كادنا و خفنا القتل .
موسوعة كلمات الامام الحسين ( ع ) ( فرهنگ جامع سخنان امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 301 | مجموعة مؤلفين / على مؤيدى