در روايت ديگرى پس از فرموده حضرت عليه السّلام كه : « اگر دروغ گفتم مرا تكذيب كنيد ، اين گونه آمده است : سخن مرا بشنويد و گفتارم را بنويسيد ، سپس به شهرها و قبايل خود برگرديد و هر كس را كه به او ايمان و اطمينان داريد به آنچه درباره ما و حق ما مىدانيد دعوت كنيد ، چون من بيم دارم اين امر كهنه شود و حق از بين رفته مغلوب گردد . خداوند نور خود را به اتمام مىرساند اگر چه كافران را خوش نيايد . » « 1 »
حضرت عليه السّلام ضمن اين گفتار ، هيچ آيهء قرآنى را كه خداوند در شأن آنان نازل كرده بود نگذاشت مگر كه آن را خواند و تفسير فرمود و نيز هر چه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله دربارهء پدر و برادر و مادر و خود و خاندانش فرموده بود نقل كرد ، در همه آنها اصحاب پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مىگفتند :
آرى به خدا اين سخنان را شنيديم و شهادت مىدهيم ، و تابعين مىگفتند : به خدا سوگند اين سخنان را كسانى از صحابه كه آنها را به راستگويى و امانت مىشناسيم براى ما نقل كردند . حضرت عليه السّلام فرمود : « شما را به خدا قسم مىدهم كه اين سخنان را براى هر كس كه به او و به دينش اطمينان داريد نقل كنيد . » « 2 »
سليم گويد : از جمله سخنان امام حسين عليه السّلام كه دربارهء آن ، آنان را سوگند داد و يادآور شد ، اين بود كه فرمود : « شما را به خدا سوگند مىدهم آيا مىدانيد كه على بن ابى طالب عليه السّلام برادر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بود ، هنگامى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بين اصحابش برادرى پديد آورد ، بين او و
هامش
عن شيء ، فان صدقت فصدّقوني و ان كذبت فكذّبوني ، و أسألكم بحقّ اللّه عليكم و حقّ رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و قرابتي من نبيّكم لمّا سيّرتم مقامي هذا و وصفتم مقالتي و دعوتم أجمعين في امصاركم من قبائلكم من آمنتم من النّاس .
( 1 ) اسمعوا مقالتي و اكتبوا قولي ثمّ ارجعوا الى امصاركم و قبائلكم فمن آمنتم من النّاس و وثقتم به فادعوهم الى ما تعلمون من حقّنا فانّي أتخوّف ان يدرس هذا الامر و يذهب الحقّ و يغلب ، و اللّه متمّ نوره و لو كره الكافرون .
( 2 ) انشدكم اللّه أ لا حدّثتم به من تثقون به و بدينه .