تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة كلمات الامام الحسين ( ع ) ( فرهنگ جامع سخنان امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢
مقصود حضرت عليه السّلام ، عمرو بن عاص بود .

گرفتن بيعت براى يزيد

[ 202 ] - 27 - معاويه از همان روزى كه پادشاهى او پايدار و سلطهء آزار دهندهء او كامل شد در اين انديشه بود كه فرزند خود را وليعهد كرده براى او بيعت بگيرد و سلطنت اموى پابرجايى را در نسل خود بنا نهد . از اينرو هفت سال مردم را براى بيعت يزيد آماده مىكرد ، نزديكان را مىبخشيد و دوران را نزديك مىساخت و زمانى آن را مىبلعيد و زمانى آن را نشخوار مىكرد ، بدين وسيله راه را ( به سوى خواسته خود ) هموار و سختى آن را آسان مىنمود . چون زياد بن أبيه - كه بيعت يزيد را نمىخواست - در سال پنجاه و سه هجرى درگذشت ، معاويه وصيّتى جعلى از او - كه در آن ، پيمان با ولايت‌عهدى يزيد آمده بود - آشكار كرده بر مردم خواند و به گفته مدائنى او بدين وسيله مىخواست بيعت با يزيد را تسهيل كند . ابو عمر گويد : معاويه در عصر امام حسن عليه السّلام براى بيعت يزيد اشاره و كنايه داشت لكن آن را تا پس از رحلت امام حسن عليه السّلام آشكار نكرده ، پى نگرفت . پس از آن به مروان ابن حكم ( فرماندار مدينه ) نوشت : من پير شده از توان افتاده‌ام ، مىترسم پس از من ميان امّت اختلاف پيش آيد . از اين رو در نظر دارم كسى را پس از خود براى آنان برگزينم و نمىخواهم بدون مشورت شما تصميمى بگيرم ، مردم مدينه را از نظر من آگاه كرده پاسخ آنان را براى من بفرست . مروان در جمع مردم ايستاده ، آنان را از نظر معاويه آگاه كرد ، مردم گفتند : كار او درست ادامهء پاورقى از صفحهء قبل
هامش
وقيعتك في عليّ و قيامك ببغضنا ، و اعتراضك بني هاشم بالعيوب ، فإذا فعلت ذلك فارجع إلى نفسك ، ثم سلها الحقّ عليها و لها ، فان لم تجدها أعظم عيبا فما أصغر عيبك فيك ، و قد ظلمناك يا معاوية فلا توتّرنّ غير قوسك ، و لا ترمينّ غير غرضك ، و لا ترمنا بالعداوة من مكان قريب ، فانّك و اللّه لقد أطعت فينا رجلا ما قدم إسلامه ، و لا حدث نفاقه ، و لا نظر لك فانظر لنفسك اودع .