آن را به هيچ قيمتى نخواهم فروخت . » « 1 »
سخن او در شهادت حجر
از فجايعى كه معاويه در اواخر عمر خود مرتكب شد ، كشتن حجر بن عدى و ياران اوست . حجر از عابدترين مردم زمان خود و از پيروان امير مؤمنان عليه السّلام بود . معاويه بدين وسيله خواست تا دشمنى خود را ( به آل محمّد صلّى اللّه عليه و آله ) آشكار و پيروان آل على عليه السّلام را نابود كند .
[ 201 ] - 26 - طبرسى از صالح بن كيسان نقل كرده كه گفت : معاويه در همان سالى كه حجر بن عدى و ياران او را كشت حجّ كرد و حسين بن على عليه السّلام را ديده گفت : اى ابا عبد اللّه ! آيا اين خبر به تو رسيده كه ما با حجر و ياران او و شيعيان پدرت چه كرديم .
فرمود : « با آنان چه كردى ؟ » « 2 » گفت : آنان را كشتيم و كفن پوشانديم و نمازشان گزارديم .
امام حسين عليه السّلام خنديد و فرمود : « آنان - اى معاويه - خصم از تواند . ولى ما اگر پيروان تو را بكشيم ، آنان را كفن نپوشانيم و نماز نگزاريم و دفن نكنيم ( كه مسلمان نيستند ) .
و من از بدگويى تو به على عليه السّلام و تلاش تو در كينهتوزى ما و عيبجويى از بنى هاشم آگاهم . اكنون كه چنين كنى به خود برگرد و از وجدان خويش - خواه به زيانت باشد يا به سود - حق را بپرس ، اگر نفس خويش را معيوبترين نديدى پس چه عيوب تو ناچيز است و ما به تو ستم كردهايم ! ! اى معاويه ! جز در كمان خود زه مبند و جز به مقصد خود تير ميفكن و ما را از جايى نزديك هدف مگير ، به خدا سوگند تو در ارتباط با ما ( آل محمّد صلّى اللّه عليه و آله ) از كسى پيروى مىكنى كه در اسلام سابقهاى ندارد و نفاق او تازه نيست و نيز در انديشه ( و كار ) تو نيست پس به فكر خود باش يا ( ما را ) بگذار ( و برو ) ! » « 3 »
هامش
( 1 ) إنّما تصدّق بها أبي ليقى اللّه بها وجهه حرّ النّار ، و لست بائعها بشىء .
( 2 ) و ما صنعت بهم .
( 3 ) خصمك القوم يا معاوية ، لكنّنا لو قتلنا شيعتك ما كفّنّاهم و لا صلّينا عليهم و لا قبّرناهم ، و لقد بلغني