چهارمين « صيلم » خواهد بود . » « 1 »
گفت : صيلم چيست ؟
فرمود : « به حلف الفضول فرا خوانم » « 2 » .
گفت : ما را به صيلم نيازى نيست .
[ 192 ] - 17 - در روايت ديگرى مصعب گويد : حسين بن على عليه السّلام از پيش معاويه ناراحت بيرون آمده با عبد اللّه بن زبير برخورد كرد . به او گفت : معاويه در حقّش ستم مىكند و فرمود : « او را در سه چيز مخير كردم كه چهارمين آن صيلم خواهد بود : يا تو و ابن عمر را ميان من و خود حاكم كند يا به حقّم اعتراف كند . سپس آن را از من بخواهد تا به او ببخشم يا آن را از من خريدارى كند . اگر هيچ يك را نپذيرد سوگند به خدا كه جانم در دست اوست به حلف الفضول فرا خوانم . » « 3 » ابن زبير گفت : سوگند به آنكه جانم در دست اوست اگر به حلف الفضول فرا خوانى و من نشسته باشم برمىخيزم ، ايستاده باشم راه مىافتم ، در راه باشم شتابان مىآيم تا در كنار تو جانم را فدا كنم مگر آنكه عادلانه حقّ تو را برگرداند .
( ذيل روايت پيشين ( شماره 17 ) اضافاتى برابر مضمون همين روايت ( شماره 18 ) دارد و در پايان آورده است كه : پس عبد اللّه بن زبير رفته بر معاويه وارد شد و آن زمين را آزاد خريده بيرون آمد و نزد امام حسين عليه السّلام رفته عرض كرد : كسى را بفرست و مال خود را دريافت كن كه آن را براى تو خريدم ) .
[ 193 ] - 18 - محمّد بن سايب گويد : روزى مروان بن حكم به حسين بن على عليهما السّلام گفت : اگر شما افتخار فاطمه عليها السّلام را نداشتيد با چه چيز خود به ما افتخار مىكرديد ؟ ! حسين عليه السّلام - كه قوى پنجه بود - جسته گلوى او را گرفت و فشرد و عمامهاش را دور
هامش
( 1 ) اختر خصلة من ثلاث خصال : إمّا أن تشتري منّى حقّى ، و إمّا أن تردّه عليّ ، أو تجعل بينى و بينك ابن الزبير و ابن عمر ، و الرّابعة الصّيلم .
( 2 ) أن أهتف بحلف الفضول .
( 3 ) أخيّره فى ثلاث خصال ، و الرّابعة الصّيلم ، أن يجعلك أو ابن عمر بيني و بينه ، أو يقرّ بحقّى ثم يسألنى فأهبه له ، أو يشتريه منّي ، فإن لم يفعل فو الّذي نفسي بيده لأهتفنّ بحلف الفضول .