تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة كلمات الامام الحسين ( ع ) ( فرهنگ جامع سخنان امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
ابو مخنف در رجال خود آورده است : سپس ابن عبّاس كه رو به روى امام حسن عليه السّلام ( نشسته ) بود برخاسته مردم را به بيعت با او فرا خواند . مردم پذيرفته گفتند : او چقدر نزد ما محبوب و سزاوارتر به خلافت است ! پس با او بيعت كردند . امام حسن عليه السّلام جز علم و تقوا و اخلاق حميده چيزى از پدر خود به ارث نبرد .

ميراث امير مؤمنان عليه السّلام

[ 135 ] - 1 - شيخ حرّ عاملى روايت كرده است : چون على عليه السّلام از دنيا رفت ، محمّد حنفيه نزد برادران خود ( امام ) حسن و حسين عليهما السّلام آمده عرض كرد : ميراث پدرى مرا بدهيد . فرمودند : « تو كه مىدانى پدر شما هيچ طلا و نقره‌اى از خود به جا نگذاشت » « 1 » . عرض كرد : اين را مىدانم . منم ميراث مال نمىخواهم ، ميراث علم مىخواهم . ابان بن عثمان از كسى كه اين روايت را از امام صادق عليه السّلام براى او نقل كرده حديث كند كه فرمود : امام حسن و امام حسين عليهما السّلام صحيفه‌اى به او دادند كه در آن حوادث آينده دولت بنى عبّاس آمده بود . اگر او را به بيشتر از آن آگاه مىكردند هلاك مىشد . [ 136 ] - 2 - صفّار قمى با سند خود ، از ابو حمزه ثمالى ، از امام سجّاد عليه السّلام نقل كرده كه فرمود : محمّد حنفيه نزد حسين بن على عليه السّلام آمد و عرض كرد : ميراث پدرى مرا عطا فرما . فرمود : « پدر جز هفتصد درهم كه از بخششهايش فزون آمده است چيزى جا نگذاشت » « 2 » . عرض كرد : مردم مىپندارند ( كه او از خود ميراثى گذاشت ) و مىآيند و از من مىپرسند من به ناچار بايستى به آنان پاسخ دهم . و عرض كرد : اكنون از علم پدرم عطايى فرما . امام حسين عليه السّلام ( برايش ) آرزوى خير كرد ، پس رفته برگى آورد كه كمتر از يك وجب يا بزرگتر از چهار انگشت بود . در آن دانش رستنىها و نظائر آن بود .
هامش
( 1 ) قد علمت أنّ اباك لم يترك صفراء و لا بيضاء . ( 2 ) ما ترك أبوك إلّا سبعمائة درهم فضّلت من عطاياه .