تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة كلمات الامام الحسين ( ع ) ( فرهنگ جامع سخنان امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
رسول خدا ، اكنون من نيز شهادت مىدهم كه هيچ معبود بحقّى جز خدا نيست و تو رسول خدايى . نظير اين حوادث بىشمار است . يهودى گفت : مىگويند عيسى عليه السّلام از گل همچون پرنده ساخت و در آن دميد پس - به امر خدا - پرنده شد ؟ فرمود : چنين است و محمّد صلّى اللّه عليه و آله نيز همانند اين انجام داد : او در جنگ حنين سنگى را برداشت ما از آن سنگ تسبيح و تقديس الهى شنيديم . به سنگ فرمود : شكافته شو ! پس سه شكاف برداشت كه از هر يك تسبيحى ويژه به گوش مىرسيد . و نيز در روز بطحا سراغ درختى فرستاد درخت پذيرفت ( و آمد ) در حالى كه هر شاخه‌اى از آن تسبيح و تهليل و تقديس ويژه داشت . سپس به آن فرمود : شكافته شو ! پس دو نيمه شد باز فرمود : بهم بيا بهم آمد . باز فرمود : به پيامبرى من شهادت ده ! پس شهادت داد . باز فرمود : تسبيح و تهليل و تقديس كنان به جاى خود برگرد ! پس چنان كرد . آن درخت در كوى قصّابان مكّه بود . يهودى گفت : مىگويند عيسى عليه السّلام جهانگرد بود . فرمود : چنين است و جهانگردى محمّد صلّى اللّه عليه و آله در جهاد بود . او مدّت ده سال - در شهر و بيابان - بىشمار كوچ كرد و گروههايى از شمشير زنان ( ظالم ) عرب را از بين برد . او در سخن با آنان نرم نبود و جز پس از آسودگى از مرگشان نمىخوابيد و جز با آمادگى براى نبرد با دشمنان سفر نمىكرد . يهودى گفت : مىگويند عيسى عليه السّلام زاهد بود ؟ فرمود : چنين است و محمّد صلّى اللّه عليه و آله زاهدترين پيامبران بود . او غير از كنيزان اطراف خود سيزده نفر نان خور داشت ، هيچ سفرهء او برداشته نشد كه خوراكى داشته باشد . او هرگز نان گندم نخورد و سه شب پىدرپى از نان جو سير نشد . رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله از دنيا رفت در حالى كه زرهش در گرو چهار درهم نزد يك نفر يهودى بود . با آن همه سرزمين‌هايى كه برايش ( فتح و ) هموار شد و آن همه غنايمى كه در اختيارش قرار گرفت باز هيچ طلا و نقره‌اى را