از خود بر جا نگذاشت ، چه بسا در يك روز سيصد هزار و چهارصد هزار ( درهم و دينار ميان نيكان خدا ) تقسيم مىكرد و شامگاهان كه سائلى مىآمد ( چيزى نداشت تا بدهد و ) مىفرمود : سوگند به آن خدايى كه محمّد صلّى اللّه عليه و آله را به حقّ برانگيخت در آل محمّد صلّى اللّه عليه و آله هيچ پيمانهء جويا گندم و نيز هيچ درهم و دينارى به شب نرسيده است .
يهودى گفت : اكنون من نيز شهادت مىدهم كه هيچ معبود بحقى جز خدا نيست و محمّد صلّى اللّه عليه و آله رسول خداست و گواهى مىدهم كه خدا به هيچ نبىّ و رسولى منزلت و فضيلتى نداده مگر آنكه آن را در محمّد صلّى اللّه عليه و آله فراهم آورده و چند برابر نيز فزون بخشيده است .
ابن عبّاس به على بن ابى طالب عليه السّلام عرض كرد : گواهى مىدهم كه تو از راسخان در علوم هستى .
فرمود : واى بر تو چرا پيرامون كسى كه خداى سبحان او را به عظمت ستوده و در حقّش فرموده : « حقّا كه تو بر نيكو خلقى عظيم آراستهاى » « 1 » نگويم آنچه را گفتم ؟ !
فضيلت جهاد
[ 133 ] - 68 - على بن موسى الرّضا عليه السّلام از حسين بن على عليه السّلام نقل كرده كه فرمود : « امير مؤمنان در حال سخنرانى بود و مردم را بر جهاد ترغيب مىكرد كه جوانى برخاست و گفت : » « 2 » اى امير مؤمنان ! فضيلت پيكارگران در راه خدا چيست ؟
فرمود : ما از غزوهء ذات السلاسل بر مىگشتيم و من پشت سر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله - كه بر شتر عضبا سوار بود - قرار داشتم كه همين سؤال را از او كردم فرمود :
پيكارگران چون آهنگ نبرد كنند خدا برائت از آتش را برايشان بنويسد ، و چون آمادهء پيكار شوند خدا بر فرشتگان به ايشان مباهات كند ، و چون با خاندان خود وداع كنند ديوارها و خانهها بر آنان بگريند و از گناهان خود - همچون مار از پوست خويش - بيرون شوند .
هامش
( 1 )وَ إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍقلم : 4 .
( 2 ) بينما أمير المؤمنين يخطب و يحضّهم على الجهاد اذ قام اليه شابّ فقال