تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة كلمات الامام الحسين ( ع ) ( فرهنگ جامع سخنان امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
دست گوسفند به سخن آمده گفت : اى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مرا نخور كه به زهر آلوده‌ام . اگر حيوان زنده‌اى با او سخن مىگفت ، از بزرگترين برهانهاى الهى عليه منكران پيامبرىاش بود . در حالى كه پس از ذبح و پوست كندن و بريانى سخن گفته است . رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله درخت را مىخواند و درخت پاسخ مىداد و جانداران و درندگان با او سخن مىگفتند و به پيامبرىاش گواهى داده مردم را از نافرمانى او بر حذر مىداشتند . اين از عطيه عيسى عليه السّلام فزونتر است . يهودى گفت : مىگويند كه عيسى عليه السّلام ( غيب مىدانست و ) از آنچه مردم مىخوردند و در خانه‌ها مىاندوختند خبر مىداد ؟ فرمود : چنين است و براى محمّد صلّى اللّه عليه و آله بيشتر از اين بود : عيسى عليه السّلام از آنچه پشت ديوار بود خبر مىداد ، محمّد صلّى اللّه عليه و آله از حوادث جنگ موته با اين كه خود در مدينه بود خبر داد و چگونگى نبرد و شهادت شهيدان را بازگو كرد با اينكه ميان او و آنان مسافت يك ماه راه بود . و نيز چه بسا شخصى جهت كارى نزد او مىآمد حضرت صلّى اللّه عليه و آله مىفرمود : مىگويى يا بگويم ؟ عرض مىكرد : اى رسول خدا : شما بگوييد پس مىفرمود : تو براى چنين و چنان كارهايى آمده‌اى تا كارهاى او را انجام مىداد . و نيز چه بسا مكّيان را از اسرار مكّه خبر مىداد و چيزى فرو نمىگذاشت از جمله رازى بود كه ميان صفوان بن أميّه و عمير بن وهب گذشته بود : عمير نزد حضرت صلّى اللّه عليه و آله آمده ، عرض كرد : آمده‌ام تا فرزندم را آزاد كنم . فرمود : دروغ مىگويى ، بلكه شما را در حطيم گرد آمده از كشتگان خود در بدر ياد كرديد و گفتيد : به خدا سوگند با آنچه محمّد صلّى اللّه عليه و آله با ما كرد مرگمان آسان‌تر از اين ماندن است . آيا پس از كشتگان چاه بدر زندگى رواست ؟ ! توبه صفوان گفتى : اگر عيال وار نبودم و قرضى نداشتم تو را از محمّد صلّى اللّه عليه و آله آسوده مىكردم . صفوان گفت : من قرض تو را مىدهم و دختران تو را با دختران خود همراه مىكنم تا در هر خير و شرّى با هم باشند . تو گفتى : پس اين راز را پوشيده دار و مرا مسلّح كن تا رفته او را بكشم حال آمده‌اى كه مرا بكشى . عمير گفت : راست فرمودى اى