جايى داشت - و شياطين استراق سمع مىكردند ( و سخن فرشتگان عالم بالا را دزدكى در مىيافتند ) آنان نيز چون عجايب آن شب را ديدند آهنگ استراق سمع كردند كه ناگاه جملگى از همهء آسمانها محجوب ماندند و با تير شهابها افكنده شدند ، اين نشانهء پيامبرى محمّد صلّى اللّه عليه و آله بود .
يهودى گفت : اين عيسى عليه السّلام است كه معتقدند او - به امر خدا - كور مادرزاد و مبتلاى به پيسى را خوب مىكرد .
فرمود : چنين است و به محمّد صلّى اللّه عليه و آله بهتر داده شد . او هر بيمارى را خوب مىكرد . روزى او نشسته جوياى حال يكى از اصحاب خود شد . عرض كردند : اى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله : او از بيمارى همچون جوجهء بىپر شده است ، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نزد او آمده او را از شدّت بيمارى چون جوجهء ( بىپر ) ديد فرمود : آيا در سلامتى خود دعايى داشتى ؟ عرض كرد : آرى هميشه مىگفتم : پروردگارا هر عقوبتى كه در آخرت سزايم كردهاى آن را در دنيايم قرار ده ( تا در آخرت آسوده باشم ) . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : چرا نمىگفتى : پروردگارا ! در دنيا نيكى و در آخرت نيز نيكى عطايمان كن و ما را از عذاب آتش نگهدار ؟ ! آن مرد اين دعا را گفته ، همان دم گويى كه از بند رهيد ، تندرست برخاست و با ما بيرون آمد .
و نيز مردى خدايى از قبيلهء جهينه - كه به سبب جذام از مردم كناره مىگرفت - نزد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آمده به او ( از بيمارى خود ) شكوه كرد . حضرت صلّى اللّه عليه و آله يك كاسه آب برداشت و به آن آب دهان ( مبارك خود را ) زد و فرمود : اين را بر بدن خود بمال ، او چنين كرد و خوب شد تا آنجا كه أثرى از جذامش نماند .
و نيز عربى باديهنشين را كه مبتلا به پيسى بود ، نزد حضرت صلّى اللّه عليه و آله آوردند . حضرت صلّى اللّه عليه و آله از آب دهان خود بر او زد و او از نزدش برنخاست مگر تندرست .
اگر باور دارى كه عيسى عليه السّلام بيماران را شفا داد ( نيز بدان كه ) روزى محمّد صلّى اللّه عليه و آله در جمع ياران خود بود كه زنى نزد او آمده عرض كرد : اى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ! فرزندم در پرتگاه مرگ قرار گرفته است . هر زمان كه غذايى براى او مىآورم گرفتار خميازه مىشود . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله برخاست و ما نيز برخاسته نزد بيمار آمديم . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : اى دشمن خدا از ولىّ خدا
موسوعة كلمات الامام الحسين ( ع ) ( فرهنگ جامع سخنان امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 213
مساهمون: مجموعة مؤلفين
ص٢١٣