فرمود : چنين كردم . از امّت تو بلاهاى بزرگ امّتهاى پيشين را برداشتم و اين فرمان من دربارهء همهء امّتهاست كه فوق طاقتشان بدوش آنان ننهم .
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله عرض كرد : « ما راى ببخش ، ما راى بيامرز و بر ما رحمت فرما ( كه ) تنها مولاى ما تويى » « 1 » .
فرمود : در حق تائبان امّتت چنين كنم .
عرض كرد : « پس ما راى بر گروه كافران يارى فرما » « 2 » .
فرمود : امّت تو در ( گسترهء ) زمين آشكار و نمودارند ، و چون تو بندهء گرامى منى ، همانان توانا و زبر دستاند ، بيگانه را به نوكرى مىگيرند و خود نوكر نشوند و بر من است كه دين تو را بر اديان ديگر چيره كنم ، تا آنجا كه در شرق و غرب عالم جز دين تو ( حاكم ) نباشد و ديگران به ديندارانت جزيه پردازند .
يهودى گفت : اين سليمان است كه ديوها مسخّرش گشته هر چه از معابد عالى و نقوش و تمثالها خواست برايش ساختند .
امير مؤمنان فرمود : چنين است و به محمّد صلّى اللّه عليه و آله بهتر داده شد . ديوان [ شياطين ] با پايدارى بر كفر خود مسخر سليمان بودند ، ولى با ايمان به پيامبرى محمّد صلّى اللّه عليه و آله مسخر او شدند ، نه نفر از اشراف جنّيان - يكى از جنّيان نصيبين و هشت ديگر از هوشمندترين فرزندان عمرو بن عامر به نامهاى شضاه ، مضاه ، هملكان ، مرزبان ، مازمان ، نضاه ، هاضب ، هضب و عمرو - نزد محمّد صلّى اللّه عليه و آله آمدند اينان همان نه نفرند كه خداى متعال دربارهء آنان فرمود : « ( اى محمّد صلّى اللّه عليه و آله ! يادآور ) وقتى راى كه ما تنى چند از جنّيان راى به سوى تو روانه كرديم تا ( آيات ) قرآن راى بشنوند » « 3 » . پس پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در دل نخلستان بود كه ( گروههاى ) جنّيان نزد او آمده از اين كه همچون آدميان پنداشتهاند ، خداى احدى را به قيامت زنده نخواهد كرد عذر خواستند . هفتاد و يك هزار نفر آنان نزد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آمده با او بر روزه و نماز و زكات و
هامش
( 1 )وَ اعْفُ عَنَّا وَ اغْفِرْ لَنا وَ ارْحَمْنا أَنْتَ مَوْلانابقره : 286 .
( 2 )فَانْصُرْنا عَلَى الْقَوْمِ الْكافِرِينَبقره : 286 .
( 3 )وَ إِذْ صَرَفْنا إِلَيْكَ نَفَراً مِنَ الْجِنِّ يَسْتَمِعُونَ الْقُرْآنَالاحقاف : 29 .