تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة كلمات الامام الحسين ( ع ) ( فرهنگ جامع سخنان امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
قريش كسى نيست كه محمّد صلّى اللّه عليه و آله را بكشد و خود نيز در قصاص او كشته شود ؟ گفتند : نه . گفت : من خود او را مىكشم . اگر فرزندان عبد المطلب خواستند ، مرا به قصاص او بكشند و گرنه رهايم كنند . گفتند : اگر تو چنين خدمتى به مردم ( بت‌پرست ) اين سرزمين كردى پيوسته ياد خواهى شد . گفت : او كنار كعبه سجدهء طولانى دارد هرگاه سجده رفت سنگى برداشته سرش را مىشكافم . رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به خانهء خدا آمده هفت بار طواف كرد و نماز خواند به سجده‌اى طولانى رفت ابو جهل سنگى برداشته از جانب سر حضرت صلّى اللّه عليه و آله پيش آمد . چون نزديك شد جانور نرى از جانب رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله جلو رفته ، دهانش را به سوى او گشود . ابو جهل ترسيده دستش لرزيد و سنگ افتاد و پايش را شكافت . خونين و رنگ پريده و عرق‌ريزان برگشت . يارانش گفتند : هيچ وقت تو را چنين ( آشفته نديده‌ايم ؟ ! گفت : واى بر شما ، معذورم داريد . از جانب محمّد صلّى اللّه عليه و آله جانور نرى به سويم آمد كه دهانش را گشوده نزديك بود مرا ببلعد . من ( ترسيدم ) سنگ را انداختم ، پايم را شكافت . يهودى گفت : به موسى عليه السّلام آيت « يد بيضا » عطا شد . آيا به محمّد صلّى اللّه عليه و آله هم داده شد ؟ فرمود : چنين است و به محمّد بهتر از آن داده شد . هر جا كه مىنشست نورى از جانب راست و نورى از جانب چپ او مىدرخشيد و مردم آن را مىديدند . يهودى گفت : براى موسى عليه السّلام راهى در دريا بازشد . آيا براى محمّد صلّى اللّه عليه و آله نيز چنين شد ؟ فرمود : چنين است و به محمّد صلّى اللّه عليه و آله بهتر از آن داده شد . در خدمت او به حنين رفتم ( در خلال اين جنگ ) ناگاه به درّه‌اى كه آب آن با سرعت مىگذشت رسيديم ، ( عمق ) آن را اندازه گرفتيم چهارده قامت آدمى بود ، گفتند : « اى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ! دشمن پشت سر ما و اين درّه رو به روى ماست . همانگونه كه اصحاب موسى گفتند : « اكنون ما دست فرعونيان افتاده هلاك مىشويم » « 1 » . رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ( از مركب خويش ) فرود آمده ، عرض كرد : بار الها ! تو براى هر پيامبرى
هامش
( 1 )إِنَّا لَمُدْرَكُونَالشعراء : 61 .