تكاپوى دائم در بيايد همان است كه قرآن مىگويد : فَاسْتَبِقُوا الْخَيْراتِ « 1 » . اگر بنا بشود كه آن تكاپوى دائم هميشه به صورت جنگ و اختلاف بشر با بشر باشد روزى هم بشر به آنجا مىرسد كه همه به يك هدف مىرسند ، آيا باز هم بايد با همديگر بجنگند ؟ روزى مىرسد كه ديگر نبرد بشر پايان مىپذيرد ولى پويش بشر نبايد پايان بپذيرد ؛ آن وقت پويشش فقط جنبهء مثبت پيدا مىكند ( سابِقوا الى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ « 2 » - فَاسْتَبِقُوا الْخَيْراتِ ) و مسابقهء در خيرات بايد جلو بيايد . اين جز با تز اسلام با هيچ تز ديگر جور در نمىآيد .
حال مردم از اين آزمايش چگونه بيرون مىآيند ؟ بعضى ، اين رفاه و رسيدن به نعمت ، آنها را از خدا غافل مىكند ، بد امتحان مىدهند ، از خدا به كلى غافل مىشوند ؛ يعنى اين فردى كه بندهء خدا بود ، ديگر بندهء اين پول و اين نعمت شد . اين نعمت براى او مايهء شكر و سپاسگزارى و خدمت نيست ، يك معبود شده است .
مضمون آيهء « وَ مِنْهُمْ مَنْ عاهَدَ اللَّهَ لَئِنْ اتينا مِنْ فَضْلِهِ لَنَصَّدَّقَنَّ وَ لَنَكونَنَّ مِنَ الصّالِحينَ . فَلَمّا اتيهُمْ مِنْ فَضْلِهِ بَخِلوا » « 3 » اين است كه بعضى از اين مؤمنين با خدا پيمان بستند كه اگر خداى متعال از فضل خودش ما را غنى و ثروتمند كند آنقدر در راه خدا خرج كنيم كه دنيا را پر كند ؛ اين ثروتمندان را ببين عجب مردم بخيل مُمسكى هستند ! چه پول به جان اينها چسبيده !
كريمان را به دست اندر درم نيست * درمداران عالم را كرم نيست
ما كريميم پول نداريم ، آنهايى كه پول دارند كريم نيستند . خدا به ما پول بدهد تا به اينها ياد بدهيم چگونه بايد خرج كرد .
داستان مردى كه آرزوى ثروت داشت
هامش
( 1 ) . بقره / 148 و مائده / 48 .
( 2 ) . حديد / 21 .
( 3 ) . توبه / 75 و 76 .