تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 803

مساهمون:

ص٨٠٣
مىگويد بله . البته همه را نمىگويم ، ابوذرها و مقدادها و عمارها هم بودند ، صدها افرادى بودند كه در اين آزمايش ثانوى هم خوب از آب درآمدند ولى اگر هزارها خوب از آب درآمدند دهها هزار بد از آب درآمدند . ولهذا مطلب به همين جا خاتمه پيدا نمىكند كه : وَ الَّوِ اسْتَقاموا عَلَى الطَّريقَةِ لَاسْقَيْناهُمْ ماءً غَدَقاً . استقامت پشت سر استقامت ، ريزش رحمت ، باب بركات به روى شما باز مىشود ؛ آيا ديگر تمام شد ؟ نه ، تمام شدن ندارد ؛ هر مرحله‌اى براى خودش آزمايشى دارد . لذا مىفرمايد : لِنَفْتِنَهُمْ فيهِ ( تازه آزمايش دوم شروع مىشود ) براى اينكه شما را به اين وسيله بار ديگر در مرحلهء آزمايش در بياوريم . انسان تا در دنيا هست بايد خود را در حال آزمايش ببيند . اين آزمايش مثل آزمايش خون نيست كه انسان بگويد رفتم نزد طبيب ، آزمايش خون داد و رفتم گرفتم و ديگر تمام شد تا مدتى بعد . دائماً و هر روز انسان در مرحلهء آزمايش است . ببينيد اين چه نكتهء عاليى است كه در قرآن مسطور است ! همان نكته‌اى است كه حالا عده‌اى به صورتهاى ديگرى طرح مىكنند . بشر وقتى كه يك چيزى را ندارد و با مشكلاتى مواجه است و سعى مىكند به هدف خودش - هرچه مىخواهد باشد - برسد ، خيلى خوب عمل مىكند ؛ همين‌قدر كه به آنچه كه مىخواسته مىرسد ، فساد و تباهى شروع مىشود . اگر مقصد ديگرى را جلو پايش گذاشتيد كه بخواهد از اينجا هم عبور كند ممكن است او را سالم نگه داريد ؛ اما اگر آخرين مقصدش همين باشد كه رسيده ، اينجاست كه تباهى و فساد پشت سرش مىآيد . كمونيستها ابتدا فكر مىكردند ريشهء تمام فسادها در بشر مالكيت است ؛ مالكيت كه به وجود آمد انانيّت و منيّت را آورد ، مالكيت كه از بين برود اصلًا بشر « من » اش تبديل به « ما » مىشود . وقتى « من » تبديل به « ما » شد ديگر اصلًا موجبى براى فاسد شدن و خراب شدن وجود ندارد . در عمل ديدند قضيه اين جور نيست . اين است كه تز جديد انقلاب دائم فرهنگى و غيرفرهنگى را پيش آوردند كه بايد كارى كرد كه بشر دائماً در حال انقلاب باشد يعنى دائماً در حال جستجو كردن و به دست آوردن يك چيز باشد . ولى در دنياى مادى نمىشود اين را تأمين كرد . آنچه كه مىشود به صورت يك