مغفرت اينها فراهم بشود و مىخواهم اينها را از اين آلودگيها پاك كنم ، براى اينكه حرف مرا نشنوند انگشتانشان را در گوشهايشان مىكنند يا لباسشان را محكم به سرشان مىپيچند كه گوشهايشان نشنود و چشمهايشان مرا نبيند . تا مىبينند كه نوح پيدا شد مىگويند باز آن مرد مزاحم پيدا شد ، باز مىخواهد از همان حرفهاى آخرت و مانند آن بگويد و عيش ما را منقّص كند . براى اينكه حرفهايش را نشنوند انگشتهايشان را در گوشهايشان مىكردند . گاهى براى اينكه نه حرفش را بشنوند و نه قيافهاش را ببينند لباسهايشان را به سرشان مىكشيدند ، سرشان را محكم مىگرفتند كه چشمشان هم قيافهء او را نبيند . مىگويد خدايا با من چنين كردند .
وَ اسْتَغْشَوْا ثِيابَهُمْ يعنى جامههايشان را محكم بر خودشان ( به سرشان ) مىپيچيدند .
وَ اصَرّوا و در كار خودشان نهايت درجه اصرار و لجاجت مىورزند . وَ اسْتَكْبَرُوا اسْتِكْباراً چه كِبرى و چه عنادى مىورزند ! خودشان را از اين سخنان برتر مىدانند .
ثُمَّ انِّى اعْلَنْتُ لَهُمْ وَ اسْرَرْتُ لَهُمْ اسْراراً . مىخواهد عذرش را در مقابل خدا بگويد :
خدايا گاهى آشكار اينها را دعوت كردم ، مثل يك خطيب مىرفتم علنى اينها را دعوت مىكردم . ولى چون همهء دعوتها در علن و در مجامع اثر نمىبخشد گاهى بايد افراد را به طور خُفيه و يكان يكان گرفت و به طور خصوصى با آنها صحبت كرد . هر دو كار را انجام دادم ؛ هم به طور علن با اينها سخن گفتم و هم به طور سرّى و خُفيه و يكان يكان . فَقُلْتُ اسْتَغْفِروا رَبَّكُمْ گفتم به سوى پروردگارتان بازگرديد ، از او طلب مغفرت كنيد و از اين گناهانتان توبه كنيد . انَّهُ كانَ غَفّاراً نااميد نباشيد ، خدا آمرزنده و قبول كننده است . اگر اين كار را بكنيد دنياى شما هم خوب مىشود ؛ اگر مردمى اهل تقوا بشويد اصلًا خداى متعال نعمتهاى دنيا را از زمين و آسمان به روى شما مىجوشاند : يُرْسِلِ السَّماءَ عَلَيْكُمْ مِدْراراً باران فراوان بر شما مىريزد . وَ يُمْدِدْكُمْ بِامْوالٍ مال و ثروتتان را زياد مىكند . وَ بَنينَ فرزندان و جمعيتتان زياد مىشود . وَ يَجْعَلْ لَكُمْ جَنّاتٍ وَ يَجْعَلْ لَكُمْ انْهاراً آبادانى پيدا مىكنيد ، چشمههاى خيلى زياد پيدا مىكنيد .
خلاصه به يك تمدن خيلى عالى مىرسيد كه از رفاه كامل برخوردار باشيد . پس اينكه من مىگويم شما بياييد ايمان بياوريد ، حرف من اين نيست كه شما يك سلسله نعمتها داريد ، همهء اين نعمتها را از دست بدهيد برويد مثلًا در دامن كوه و آنجا
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 752
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٧٥٢