سرنوشتى پيدا كردند . اين را مىگويد براى اينكه مردمِ ديگر از آن درس بياموزند .
بسم اللَّه الرحمن الرحيم . انّا ارْسَلْنا نوحاً الى قَوْمِهِ ما نوح را به سوى قوم خودش فرستاديم ؛ يعنى نوح پيامبر ما بود و پيام ما را به سوى قوم خودش برد و رسانيد .
فرستاديم كه چه ؟ انْ انْذِرْ قَوْمَكَ قوم خودت را انذار بده ، بيم بده ، اعلام خطر كن .
معمولًا پيغمبران وقتى فرستاده مىشوند كه مردمى گمراه باشند و نياز به مُنذِر دارند و قهراً چون انذار به تنهايى كافى نيست ، نياز به مبشّر نيز دارند ، بشارت و انذار هر دو . مِنْ قَبْلِ انْ يَأْتِيَهُمْ عَذابٌ اليمٌ قبل از آنكه عذاب دردناكى به آنها برسد آنها را اعلام خطر كن .
دستورات نوح به قوم خود :
1 . توحيد در بندگى
قالَ يا قَوْمِ انّى لَكُمْ نَذيرٌ مُبينٌ نوح براى اولين بار رفت و به مردم اعلام كرد : مردم ! من اعلام خطركنندهء آشكارى هستم ؛ يعنى رسالت انذارى خودش را از طرف پروردگار به قوم خودش ابلاغ كرد ، كه چه بكنيد ؟ اولين سخن هر پيغمبرى انِ اعْبُدُوا اللَّهَ است ؛ همينطور كه اولين سخن پيغمبر ما قولوا لا الهَ الَّا اللَّهُ تُفْلِحوا است ؛ چون مادر همهء بدبختيها شرك است به انواع خودش ، و توحيد پايهء همهء سعادتهاى بشر است .
پرستش غير خدا منحصر به اينكه يك بت سنگى يا چوبى باشد بعد در مقابلش بايستند خم و راست بشوند و قربانى كنند نيست ؛ عبادت غير خدا هرگونه طاعتى را و هرگونه مقصد نهايى قرار دادنِ غير خدا را شامل مىشود . كار لا الهَ الَّا اللَّه با اين كه ما بتها را پرستش نكنيم به پايان نمىرسد . چه بتى از بت نفس و از خودپرستى بالاتر است ؟ پرستش هزار رنگ دارد كه لا الهَ الَّا اللَّه اينها را نفى مىكند . انِ اعْبُدُوا اللَّهَ اولين حرف اين است : تنها خدا را پرستش كنيد ، پرستش غير حق را كنار بگذاريد .
يعنى يك بندگى و صدها هزار آزادى .
هر بندگى اسارت است جز بندگى خدا كه در عين اينكه براى انسان بندگى است عين آزادى است ، به دليل خاصى ، كه در كتاب سيرى در نهجالبلاغه اين مسأله را طرح كردهايم . هر بندگى ديگرى عين اسارت است ؛ تنها بندگى خدا آزادى از هر بندگى ديگر است . پس دستور اول ، توحيدِ در بندگى .