تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 627

مساهمون:

ص٦٢٧
ياى نسبت مىگويند . مثلًا به آن كه يخ مىآورد مىگويند « يخى » و به آن كه پياز مىفروشد مىگويند « پيازى » . در زبان عربى با كلمهء « صاحب » مىگويند . قبلًا گفتيم كلمهء « صاحب » در زبان عربى معناى خيلى وسيعى دارد . آن كسى كه يك نوع ملابستى با يك شئ دارد - ولو ملابستش در همين حد باشد كه يخ‌فروش را مىگويند « يخى » - صاحب آن شئ ناميده مىشود . و لهذا شيعه در رد استدلال سنيها كه گفتند در قرآن ابوبكر به عنوان صاحب پيغمبر ياد شده است و صاحب به معناى رفيق و دوست و صميمى است ، استدلال كردند كه خير ، در قرآن كلمهء « صاحب » معناى بسيار اعم و وسيعى دارد ؛ هر كسى كه همراه چيزى باشد [ صاحب آن چيز گفته مىشود ] ولو از قبيل همراهى يونس با ماهى ، كه همراهى ماهى با يونس فقط اين است كه امر خدا [ به او ] شده كه يونس را ببلعد . « وَ لا تَكُنْ كَصاحِبِ الْحوتِ » مانند يار ماهى مباش « اذْ نادى وَ هُوَ مَكْظومٌ » آن وقتى كه خداى خود را مىخواند ، در حالى كه از خشم و غضب داشت - به تعبير ما - مىتركيد . ( در آيهء ديگر است كه « فَلَوْ لا انَّهُ كانَ مِنَ الْمُسَبِّحينَ . لَلَبِثَ فى بَطْنِهِ الى يَوْمِ يُبْعَثونَ » « 1 » اگر نبود كه او دائماً از مسبّحان بود [ تا قيامت در دل آن ماهى باقى مىماند . ] با اينكه از مسبحان دائم بوده است [ چنان مجازات شده است . ] ) در عين حال يونس زود درك كرد كه اشتباه كرده است و به درگاه الهى توبه و بازگشت كرد ، كه اينجا به تعبير « لَوْلا انْ تَدارَكَهُ نِعْمَةٌ مِنْ رَبِّهِ » آمده است : اگر نبود كه نعمت توفيق الهى ، نعمت توبه ، نعمت الهى شامل حالش شده بود ، در يك بيابان قفرى پرت مىشد با بدبختى . « فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ » صابر باش براى حكم پروردگار خودت . « وَ لا تَكُنْ كَصاحِبِ الْحوتِ » مانند يار ماهى ( يونس ) مباش « اذْ نادى وَ هُوَ مَكْظومٌ » آن وقتى كه فرياد مىكرد در حالى كه در خشم فرو رفته بود . ( شايد مقصود آن وقتى است كه ندا مىكرد ، از خدا مىخواست كه مردم را عذاب كند ، نه آن وقتى كه ندا مىكرد ، براى خودش عذرخواهى مىكرد . ) « لَوْ لا انْ تَدارَكَهُ نِعْمَةٌ مِنْ رَبِّهِ » اگر نعمت توبه تدارك و جبران نكرده بود « لَنُبِذَ بِالْعَراءِ وَ هُوَ مَذْمومٌ » به اين ماهى دستور مىرسيد كه او را در بيابان قفر بىسقف بىسايبان پرت كن در حالى كه مذموم درگاه پروردگار است .
هامش
( 1 ) . صافّات / 143 و 144 .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 627 | مرتضى مطهرى