تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 626

مساهمون:

ص٦٢٦
من آنجا شنيدم ، بعد ديدم در جاهاى ديگر هم هست . در خراسان چنين چيزى نشنيده بوديم . اصطلاحاً مىگويند : روز كلوخ اندازان . روز آخر ماه شعبان را مىروند بيرون براى گردش و سياحت ، كه به اصطلاح روز خوشىشان باشد و شكمها را از عزا دربياورند ، براى اينكه از فردا روزه بگيرند . ) گفتند اگر آقا آمدند درس را تعطيل مىكنيم . تا ايشان نشستند ، شروع كردند به شوخى كردن ، گفتند آقا روز آخر شعبان است ، روز كلوخ‌اندازان است ، مىخواهيم برويم بيرون . ايشان يك تبسمى كردند و زود خودشان را ضبط كردند . گفتند اين قضيهء تهران حواس براى من نگذاشته است ، هيچ حواس ندارم . يك نفر از اين آدمهاى فضولى كه هميشه هستند گفت : شما وظيفه نداريد در اين كارها مداخله كنيد ، مبادا يك وقت مداخله كنيد ، به اين دليل و آن دليل ؛ آقاى آقا سيد ابوالحسن هم اقدامى نكردند ، مبادا شما اقدامى بكنيد . از حرف او [ خوششان نيامد . ] بعد گفت : البته اگر ايشان قبلًا با من مشورت كرده بودند من مىگفتم به گونهء ديگرى عمل كنند . ولى من مىدانم كه اين مرد در كار خودش جز خدا هيچ نظرى ندارد و براى من جايز نيست كه در مورد كسى كه در كار خودش جز خدا هيچ نظرى ندارد سكوت كنم . البته بعد هم همان اقدام ايشان بود كه مؤثر واقع شد . يك تلگراف شديدى كرد كه اگر ترتيب اثر داده نشود من چنين مىكنم و امنيت غرب در خطر خواهد بود . همين سبب شد كه دولت سر و ته قضيه را بهم آورد و بعد قضيه هرچه بود يك سر و صورت ظاهرى پيدا كرد . غرضم اين جهت است كه اين [ كار ] براى مثل مرحوم حاج آقا حسين يك كمالى است ، و چه كمالى است كه انسان غضب كند براى خدا ، و در كارش غرضى جز خدا نداشته باشد ! اما از اين بالاتر هم هست : يك پيغمبر ، مسلّم اگر غضب كند براى خدا غضب مىكند ، ولى يك وقت به او مىگويند : اين كار زمان هم مىخواهد ؛ تو كه غضبت جز براى خدا نيست ، مع‌ذلك يك مدتى صبر كن . همين غضبت براى خدا فعلًا براى تو يك ترك اولى شمرده مىشود . « فَاصْبِر » يعنى همان غضب براى خدا را فعلًا رها كن ، والّا او غضب براى غير خدا كه ندارد .

ترك اولاى يونس عليه السلام

« وَ لا تَكُنْ كَصاحِبِ الْحوتِ اذْ نادى وَ هُوَ مَكْظومٌ » مانند آن يار ماهى ( يونس ) نباش . در فارسى وقتى كه بخواهند كسى را به اعتبار ملابستش با يك شئ معرفى كنند با همان