تكاليف پيامبران در سطح خودشان
وَ لا تَكُنْ كَصاحِبِ الْحوتِ . پيغمبران هم در سطح خودشان - كه سطح بسياربسيار بالاست - تكاليفى دارند كه براى غير آنها رسيدن به آن سطح ، مقام و درجه است .
براى يك مؤمن ، اين كه در اين حالت باشد كه غضب كند به خاطر خدا ، خوشحال شود به خاطر خدا ، يك مقامى است ، خيلى هم مقام بزرگ و بالايى است ؛ اينكه در اثر غيرت در دين ، كارى را انجام بدهد ، احياناً كار تندى را هم انجام بدهد ، ولى در اين كار هيچ غرضى جز خدا نداشته باشد ، اين چيزى است كه ما هميشه بايد آرزو كنيم كه اعم از اينكه در كار خودمان اشتباه بكنيم يا نكنيم ، به مرحلهاى رسيده باشيم كه در كار خودمان جز خدا هيچ چيز را در نظر نگرفته باشيم ؛ مثلًا غضب كرده باشيم به خاطر خدا .
داستان اعتراض حاجآقا حسين قمى و حمايت آيةاللَّه بروجردى
اين داستان را خودم شاهد و حاضر بودم . در سال 22 مرحوم آقاى حاجآقا حسين قمى از عتبات در نهايت احترام به ايران آمدند ، بعد به مشهد رفتند و بعد كه از مشهد برگشتند در تهران توقف كردند ، يك سلسله تقاضاها و درخواستهاى دينى و مذهبى داشتند ، ايستادگى كردند ، گفتند : اينها بايد انجام بشود ، اگر انجام نشود من از اينجا نمىروم . اوضاعى شد . دولت وقت هم خيلى شديد ايستادگى كرد و اگر با وسائلى كه داشتند ايشان را مدتى نگه مىداشتند و آن درخواستها را انجام نمىدادند كمكم احساسات و حرارتهاى مردم - كه يك مدت موقتى است - فروكش مىكرد و هر كس دنبال كار خودش مىرفت . علماى ايران از همه جا آمدند . آن تابستان ما در بروجرد بوديم . مرحوم آقاى بروجردى هنوز به قم نيامده بودند و در بروجرد بودند .
علماى تهران دو نفر را به بروجرد فرستادند و از آقاى بروجردى خواستند كه ايشان هم به تهران تشريف بياورند براى اينكه تقويتى باشد در كار آقاى حاج آقا حسين ؛ چون ايشان در منطقهء لرستان خيلى نفوذ داشتند و مىتوانستند كارهايى انجام بدهند . يكى از آن دو مرحوم آقا سيد كاظم پروَنى واعظ معروف بود ( همهء مقدماتش را نمىخواهم بگويم ) .
روز آخر ماه شعبان بود ؛ ما به درس ايشان رفتيم ، آن درسى كه در منزل مىگفتند . طلبهها قبل از اينكه ايشان بيايند بنا را بر شوخى گذاشتند . ( اين رسم را