صورت يك قدرت خيلى جدى درك كردهاند .
ادهان و مصانعه
قرآن اين [ كار ] را تعبير به « ادهان » مىكند . ادهان و مداهنه در زبان عربى همان معنايى را مىدهد كه ما در فارسى به آن مىگوييم ماستمالى ؛ عرب مىگويد روغنمالى . سر و تهِ كارى را بهم آوردن ، صورتى برايش ساختن ، مقدارى از آن را كنار زدن و مقدارى را گرفتن ؛ امروز مىگويند سَمبَل كردن . مصانعه تعبير ديگر آن است . مصانعه درست همين مفهوم سازشكارى را دارد . دو فكر كه در دو قطب متضاد قرار گرفتهاند امكان ندارد كه با يكديگر كنار بيايند مگر اينكه اين فكر مقدارى از حرفهايش را حذف كند ، آن هم مقدارى از حرفهايش را ، تا بشود اينها را در كنار همديگر قرار داد و الّا او بخواهد روى همهء حرفهاى خودش ايستادگى داشته باشد ، آن هم روى همهء حرفهاى خودش ، محال است كه با هم كنار بيايند .
پيشنهاد همزيستى مسالمتآميز مىدادند ، همان چيزى كه خروشچف پيشنهاد كرد .
خلاصه با همديگر بسازيم دنيا را بچاپيم ( آنها داشتند مىچاپيدند ) ، تو از قدرت ما استفاده كن ، ما هم از قدرت تو استفاده مىكنيم .
قرآن مىگويد كه دو فكر صددرصد متضاد و دو قطب متضاد با همديگر سازش ندارند . ولى دنياى امروز نشان داد كه چنين كارى مىشود كرد ، منتها « شدن » از قبيل همان داستان كه شخصى به ديگرى گفت اين كار نمىشود [ و حرام است ، ] گفت ما كرديم شد ! اينها هم يك چنين كارى كردند . هنوز هم از اينكه كاپيتاليسم و كمونيسم دو قطب صددرصد متضادند دم مىزنند . آخر در چه متضادند ؟ در آنچه كه مربوط به مردم است كه نهايت سازش را كردند . ناسازگارىشان از قبيل همان ناسازگارى عسل و خربزه است كه طبيبى به شخصى گفت ايندو را با هم نخور ، نمىسازند ؛ خورد و دل درد گرفت . طبيب گفت : نگفتم با هم نمىسازند ؟ ! گفت :
اتفاقاً با همديگر خوب ساختهاند ولى پدر مرا دارند درمىآورند !
« وَدّوا لَوْ تُدْهِنُ فَيُدْهِنونَ » قرآن ته قلب اينها را مىشكافد : خيلى دوست دارند كه تو مداهنه و مصانعه و سازشكارى كنى ، حرفها را سَمبل كنى ، [ بپذيرى كه ] به ظاهر مخالف يكديگر باشيم ، تو عليه ما بگو و ما عليه تو ، ولى باطناً با همديگر بسازيم . قرآن مىگويد آنها آمادهاند براى ادهان و سازشكارى ، دوست دارند تو هم