تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 528

مساهمون:

ص٥٢٨
مىكاريد ، بعد مىبينيد چطور اين ريشه‌هاى ضعيف ، مادهء غذايى سنگين را كه به طبع خودش سنگين است از زير زمين مىكشد و تا سر درخت بالا مىبرد ؛ چون يك قوّه و نيروى ديگر حاكم است .

داستان ابوسعيد ابوالخير و بوعلىسينا

داستان معروفى است از ابوسعيد ابوالخير و بوعلى سينا . ابو سعيد ابوالخير عارف معروفى است ، از عرفاى خيلى مهم است و در نيشابور بوده است . بوعلى سينا در ماوراءالنهر ( بلخ و بخارا و آن مناطق ) بود . محمود غزنوى از امير سامانى چند نفر را مىخواهد كه به دربار او بفرستد . او دربار خودش را از دانشمندان ، فلاسفه ، شعرا و سايرين غنى مىكرد . [ پيك ] فرستاد كه اين چند نفر را بفرستيد . اينها قبل از آنكه رسماً اعلام بشود ، از اين قضيه خبردار شدند . بعضى گفتند مىرويم ، مثل ابوريحان و يكى دو نفر ديگر ؛ يكى دو نفر ديگر فرار كردند و حاضر نشدند بروند ، يكى از آنها بوعلى سينا بود . او تا گرگان رفت ، بعد به همدان رفت كه خودش را از قلمرو محمود خارج كند . در سر راهش به نيشابور آمد . در نيشابور با ابوسعيد ابوالخير [ برخورد كرد . ] معروف است و در كتابها نوشته‌اند كه ايندو سه شبانه روز با يكديگر ملاقات و خلوت داشتند و بيرون نمىآمدند مگر براى نماز و تطهير . صحبتهايى بينشان [ رد و بدل ] شده است . مىگويند يك وقت اين دو نفر با هم در حمّام بودند . ابوسعيد براى اينكه به بوعلى ارزش عرفان را در مقابل ارزش فلسفه نشان بدهد ( حالا داستان راست است يا دروغ من كارى ندارم ، مىخواهم نتيجه‌گيرى كنم ) آن طاس حمام را به طرف بالا پرتاب كرد و بعد همين‌طور معلّق نگهش داشت . به بوعلى گفت : شما فلاسفه مىگوييد كه جسم ثقيل اگر در بالا باشد ، لازمهء طبيعتش اين است كه بيفتد ، چرا اين نمىافتد ؟ پس آن قانونِ شما فلاسفه را نقض كرد . بوعلى گفت كه اين قانون ما فلاسفه نقض نمىشود . قانون فلاسفه اين است : طبيعت حكمش اين است كه [ جسم ثقيل ] به طبع خودش اقتضا دارد پايين بيايد مگر اينكه يك قاسر مانع او شود . اينجا يك ارادهء قوى است كه مانع آمدن اوست . الآن هم او به طبع خودش مىخواهد پايين بيايد ولى يك ارادهء قوى مانع است .