تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 487

مساهمون:

ص٤٨٧
معرض آزمايش قرار بدهيد ، اگر شما به علم خودتان عمل كنيد او خيال مىكند كه شما دربارهء او ظلمى روا داشته و تبعيضى كرده‌ايد . مثل اين است كه يك معلم كه در تمام سال با شاگردها سر و كار دارد ، بسا هست كه قبل از امتحان كاملًا مىداند كه كدام دانش‌آموز يا دانشجو چه نمره‌اى را استحقاق دارد ، ولى خود دانش‌آموز يا دانشجو چنين اعترافى ندارد . اگر بنا شود او بر اساس علم خودش نمره بدهد ، آن هم كه به او نمرهء بالا داده است راضى نيست چون بالاترش را مىخواهد ، يا اگر بالاترين نمره را هم داده باشد مىگويد كارى نكرده است ؛ و آن كه نمرهء كم آورده مسلّم ناراضى است ، مىگويد : خير ، من بيش از اين استحقاق دارم . ولى وقتى كه پاى امتحان در كار آمد ، ديگر زبان معترض بسته مىشود ، كه من همان هستم كه اين نمره را به من داده‌اند . ولى يك نوع امتحان و آزمايش ديگرى هست كه آن را « آزمايش پرورشى » مىنامند ، يعنى در عملْ يك موجودى را ، انسانى را در كورهء بلايا قرار دادن ( مقصودم از « بلايا » شدايد و گرفتاريهاست ) ، در سر دوراهىها و سختيها قرار دادن ، براى آنكه استعدادهاى درونىاش بروز و ظهور كند ، يعنى اگر اين آزمايش نباشد او در حد خامى و در حد بالقوه باقى مىماند ، اين آزمايش است كه تكميل‌كننده است . نوع سوم آزمايش يعنى آزمايش تكميل‌كننده . آزمايش الهى دربارهء بندگان همان خصلت تكميل‌كنندگى را دارد : لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أحْسَنُ عَملًا . در احاديث هست كه خداوند متعال اگر بنده‌اى را دوست داشته باشد ، او را در درياى گرفتاريها و شدايد فرو مىبرد آن‌طور كه انسانى را در آب مىاندازند و فرو مىرود ، چنان كه وقتى مىخواهند به يك انسان شناورى ياد بدهند او را در آب مىاندازند و فرو مىرود . در بيرون آب كسى شناگرى ياد نمىگيرد . اگر كسى در آب نيفتد و تلاش نكند و با آب سر و كار نداشته باشد ، دست و پا در آب نزند و احياناً غرق نشود كه يك كسى بايد دستش را بگيرد ، آب در حلقش فرو نرود ، او هرگز شنا ياد نمىگيرد . با خواندن كتاب هرگز كسى شناگر نمىشود ، با سر و كار داشتن با آب انسان شناگر مىشود . حديث دارد كه خداوند متعال انسانها را به بلايا گرفتار مىكند ، در بحر بلا مىاندازد ، آنچنان كه انسانى را در دريا مىاندازند . حال « لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أحْسَنُ عَمَلًا » معنايش اين است كه انسان تا در اين دنيا كه دار عمل است و عالم موت و حيات است ( يعنى عالمى است كه موت و حياتش با