اوست . پس فزون در فزون است ( يا فزون باد ) خيرات و بركاتى كه از ناحيهء ذات حق به موجودات مىرسد .
« وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَىْءٍ قَديرٌ » او بر هر چيزى تواناست ، يعنى در قدرت او محدوديتى نيست . اين دو جمله ، ظاهر اين است كه مقدمهاى است براى آيهء بعد كه « ا لَّذى خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَيوةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أحْسَنُ عَمَلًا » ؛ يعنى آنچه كه بعد مىگوييم ، خيال نكنيد كه به اين دليل است كه ملك و اقتدار در دست او نيست يا او بر هر چيزى توانا نيست ، بلكه مسأله مسألهء حكمت بارى تعالى است نه مسألهء عجز و ناتوانى ، العياذ باللَّه . « ا لَّذى خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَيوةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أحْسَنُ عَمَلًا وَ هُوَ الْعَزيزُ الْغَفورُ » فزون باد ( يا افزون در فزون است ) خير و بركت كسى كه تمام قدرتها و سلطهها در اختيار اوست و بر هر چيزى تواناست ، آن كه بر اساس يك حكمت ( كه آن حكمت را خودش ذكر فرموده است ) نظام موت و حيات را آفريد ، نظام مردن و زنده بودن را آفريد ، آن كه هم مرگ را آفريد و هم حيات و زندگى را . چون بعدش دارد : « لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أحْسَنُ عَمَلًا » معلوم است كه در اينجا نظر به همان موت و حيات انسان است : آن كه براى انسان ، هم مرگ را آفريد و هم زندگى را ، چرا ؟ بر اساس چه ؟ مىفرمايد : بر اساس يك حكمت و يك فلسفه . آن حكمت اين است : « لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أحْسَنُ عَملًا » براى اينكه بيازمايد شما را كه كدام يك از شما از نظر عمل ، احسن و نيكوكارتر هستيد . به عبارت ديگر براى آزمودن نيكوكارى شما . مكرر گفتهايم كه آزمودن الهى يعنى در معرض يك عمل قرار دادن ، يك امر بالقوه را در معرض فعليت درآوردن .
سه گونه آزمايش
آزمايش به سه گونه صورت مىگيرد : يكى آزمايشى كه يك انسان مىكند دربارهء انسان ديگرى يا دربارهء چيز ديگرى براى اينكه خودش مىخواهد به حقيقت امر واقف شود . مثلًا شخصى مىخواهد با شما در كاسبى شريك شود ، او را درست نمىشناسيد ، وى را تحت آزمايش و امتحان درمىآوريد ، براى اينكه مىخواهيد ماهيت او بر شما معلوم شود . به اين معنا آزمايش در مورد ذات حق معنى ندارد .
گاهى كسى را مورد آزمايش قرار مىدهيد نه براى اينكه بر شما معلوم شود ، بلكه براى اينكه شما بر خود او معلوم كنيد . شما مىدانيد ، ولى قبل از اينكه او را در