تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 482

مساهمون:

ص٤٨٢
يا رسول‌َاللَّه ! امر فرموديد ، ولى من به علت ديگرى اين نزديكها هستم . خديجه همسر بزرگوار شما وقتى مىخواست از دنيا برود به من گفت : امّ ايمن من هيچ ناراحتى ندارم ، فقط يك ناراحتى در قلب خودم دارم و آن اين است كه دخترم فاطمه كوچك است ، موقعى خواهد رسيد كه بايد شوهر كند و دختر در شب عروسى احتياج به مادر دارد ، چون دختر حرفهايى دارد كه فقط با مادرش در ميان مىگذارد و زهراى من مادر ندارد . فهميدم كه خديجه چه مىخواهد بگويد ؛ يعنى آيا تو به جاى من براى زهراى من مادرى مىكنى ؟ گفتم : من حاضرم آن شب به جاى شما باشم . يا رسول‌َاللَّه ! من اينجا ايستاده‌ام كه اگر زهرا حاجتى داشته باشد و كسى را صدا كند من نزديك بروم . امّ ايمن مىگويد : تا نام خديجه را بردم ، اشكهاى مبارك رسول اكرم جارى شد . بعد فرمود : پس تو اينجا بمان . امّ ايمن كنيز خديجه و بسيار زن صالحه‌اى بود و درواقع به منزلهء مادر دوم حضرت زهرا تلقى مىشد . علاقهء رسول اكرم به زهرا سلام‌اللَّه عليها اعجاب‌آور است . پيغمبر كه گزاف حرف نمىزند مىفرمايد : « فاطِمَةُ انْسِيَّةٌ حَوْراءُ » فاطمه يك انسان بهشتى است ( مثل اينكه ما مىگوييم يك انسان فرشته‌صفت ، كه هم انسان است و هم فرشته ، هم فضائل انسان را دارد و هم فضائل فرشته را ) . باسمك العظيم الاعظم الاجلّ الاكرم يا اللَّه . . . پروردگارا ! دلهاى ما را به نور ايمان منوّر بگردان . پروردگارا ! به ما توفيق عنايت بفرما كه مراقب تغذيه‌هاى جسمى و روحى خودمان باشيم . پروردگارا ! ما را از همهء لغزشها مصون و محفوظ بدار ، ما را از شرّ نفس خودمان محفوظ بدار ، نيتهاى ما را خالص بفرما ، اموات ما را مشمول عنايت و مغفرت خودت قرار بده .