تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 449

مساهمون:

ص٤٤٩
عمر مقدمه‌اى براى ابن‌عباس ذكر مىكند ، مىگويد : ما زمانى كه در مكه بوديم بر زنهايمان مسلط بوديم ، زنهايمان در مقابل مردها جرأت نداشتند . خلاصه آنجا مردسالارى حاكم بود ، زنها خيلى زبون و ذليل بودند . در مدنيها قضيه برعكس بود ، زنهايشان بر آنها مسلط بودند و آن اطاعتى را كه زنهاى مكه از شوهران داشتند ، نداشتند و روزى من ديدم كه زن خودم به روى من برگشت ( عمر با آن خشونتش زنش به روى او برگردد ، ديگر خيلى كار مشكل است ) . من حرف زدم ، ديدم به من حمله كرد و چند و چون كرد . گفتم : عجب ! اين اخلاق زنهاى مدينه اخلاق شما را فاسد كرده ؛ در مقابل من اين‌جور حرف مىزنى ؟ ! گفت : زنهاى پيغمبر هم با پيغمبر همين‌طور حرف مىزنند . گفتم : راست مىگويى ؟ گفت : بله . گفتم : واى به حال دخترم حفصه . بعد آمدم به مدينه نزد دخترم ، گفتم : دخترم ! شنيدم كه شما پيغمبر را اذيت مىكنيد و چنين حرفهايى مىزنيد ، مثلًا با پيغمبر تندى مىكنيد و گاهى قهر مىكنيد . اين كار را نكن ، اين كار برايت خطر دارد . اما داستانى كه او نقل كرده است اين است كه مىگويد : من خانه‌اى داشتم در اوالى مدينه يعنى بالاشهر مدينه « 1 » . همسايه‌اى داشتم و چون راه دور بود ما نمىتوانستيم هر روز به مركز مدينه و مسجد مدينه و خدمت پيغمبر برويم . با آن همسايه نوبت گذاشته بوديم ، يك روز او مىرفت ، تا غروب در شهر بود و برمىگشت و تمام خبرها را براى من مىگفت ؛ يك روز من مىآمدم و خبرها را به او مىدادم . در آن ايام خبرهايى كه به ما مىرسيد خبرهاى وحشتناكى از شمال بود ( يعنى از قسمت غسّانيها كه در سوريهء فعلى بودند ) « 2 » . خبرهايى مىرسيد كه غسّانيها دارند مجهز مىشوند ، اسبهايشان را نعل مىبندند و براى حمله به مدينه آماده مىشوند . آنها خيلى نيرومند بودند و شوخى نبود . مرتب خبرهاى وحشتناك
هامش
( 1 ) . بالاشهر مدينه قسمت جنوب شرقى مدينه است ، آنجا كه الآن نُخاوله هستند . مدينه باغ و باغستان‌داشته ، يعنى يك قسمت خود شهر بوده است ، كه در ابتدا حصار هم داشته ، آن خيلى محدود و همان اطراف مسجدالنبى بوده است ، ولى مردم مدينه باغدار بودند و باغهاى زيادى داشتند و خانه‌هايى در باغها بود كه آنها با خود شهر مدينه فاصله داشت . عمر خانه‌اى در اوالى داشته است ، تقريباً در خارج شهر مدينه كه با مدينه فاصله داشته است . ( 2 ) . بنىغسّان سلسله‌اى بودند از ملوك عرب ولى تحت‌الحمايهء روميها كه قبلًا هم جنگ موته ميان‌مسلمين و آنها واقع شد و جناب جعفربن ابىطالب در آنجا كشته شد . غزوهء تبوك پيغمبر اكرم هم كه در آن جنگى صورت نگرفت براى همينها بود . منطقهء آنها تقريباً صد فرسخ با مدينه فاصله دارد .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 449 | مرتضى مطهرى