خاص به خود است ، آن را نبايد با منطق جامعهء بزرگ يكى دانست . حقوقش هم يك حقوق مخصوص به خود است . مقررات و احكامش ، حتى مجازاتهايش هم مخصوص به خود است . فيلسوفان دنيا از قديمالايام از افلاطون و ارسطو و بوعلى سينا گرفته [ تا ديگران ] اينطور نظر مىدادند . قرآن هم براى زندگى خانوادگى به منطق خاص قائل است و قياسش را به منطق اجتماع غلط مىداند .
در دنياى اروپا جزء كارهايى كه صورت گرفت يكسان كردن زندگى خانوادگى با زندگى اجتماعى بود يعنى هر دو را با يك چوب راندن و تابع يك منطق دانستن ؛ يعنى زن و شوهرى هم يك شركت سادهاى است بر اساس آن منطق ، مثل شركت زراعى يا شركت تجارى . چطور دو نفر براى يك مقصد تجارى با همديگر يك شركت تشكيل مىدهند و شركت تشكيل دادن كار خيلى سادهاى است ؛ اين هم يك شركت خيلى سادهاى است نظير ساير شركتها . و همين امر سبب يك سلسله ناراحتيهاى فوقالعاده در دنيا شده است كه الآن عواقبش را دنيا دارد مىبيند و مىچشد ، عواقب بسيار بدى . مسألهء گسيختهشدن روابط خانوادگى اكنون بلاى بزرگى است در دنيا .
برخى مسائل دنياى امروز
شما اگر نشرياتى كه مؤسسات وابسته به سازمان ملل متحد منتشر مىكنند - كه بر اساس آمارهايى از همهء كشورهاى دنياست - مطالعه كنيد مىبينيد چند مسأله است كه جزء مسائل دنياى امروز تلقى مىشود . يكى مسألهء آلودگى محيط زيست است كه كمكم در ميان ما هم عنوان شده ، ولى در دنياى اروپا و آمريكا الآن يك مسألهء حساس حياتى شده است ، اينكه در اثر ازدياد وسائل صنعتى و ماشين و كارخانه و زياد شدن دود و لوازم سوختى ديگر و جارىشدن نفت و بنزين و روغن سوخته و امثال اينها رودخانهها و درياها آلوده شده و نسل برخى حيوانات و گياهها از بين رفته است و اكنون خود بشر را تهديد مىكند ، و اگر همينطور پيش برود كمكم دنيا به حالتى درمىآيد كه غيرقابل زندگى خواهد بود . نه مىشود جلو اين ازدياد روزافزون وسايل صنعت را گرفت ( در ايران ما كه تازه پيدا شده است ) و نه مىشود با آن ساخت . آيندهء بسيار خطرناكى دارد . اين مسأله جزء مسائل حاد دنياى امروز تلقى مىشود .