تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 374

مساهمون:

ص٣٧٤
كه به خداوند متعال دارد - خداوندى كه قاهر است ( وَ هُوَ الْقاهِرُ فَوْقَ عِبادِهِ ) « 1 » و بالاى همهء اشياء قرار گرفته است ( نه بالاى مكانى ) و همه چيز در تحت قدرت و فرمان اوست - هم چيزهايى كه خوشايند است ( حسنات ) و هم چيزهايى كه ناخوشايند است ( سيئات ) همه را به اين تعبير ذكر مىكند : آنچه از بالا به پايين فرود مىآيد .

معناى كلمهء « اذن »

كلمهء ديگرى كه احتياج به توضيح دارد كلمهء « اذن » است . ما معمولًا در فارسى به جاى كلمهء « اذن » كلمهء « اجازه » و يا « جواز » را به كار مىبريم كه تا اندازهء زيادى با هم فرق دارند و من به خاطر ندارم كه در قرآن به جاى كلمهء اذن ، مادهء جواز به كار رفته باشد . اذن يعنى چه ؟ ريشهء اين لغت را اينچنين بيان مىكنند ، مىگويند اذن اعلام رخصت است . كسى مىخواهد كارى انجام دهد و احتياج دارد كه شخص ديگرى موافقت يا عدم مخالفت خود را اعلام كند . اين را « اذن » مىگويند . « اين كار را به اذن پدرم كردم » يعنى پدرم اعلام كرد كه من مخالف نيستم . در مفهوم اذن ، اعلام خوابيده است . اصلًا اين لغت در زبان عربى هر جا به كار برده مىشود ، به معناى اعلام است : « ثُمَّ اذَّنَ مُؤَذِّنٌ أَيَّتُهَا الْعيرُ إنَّكُمْ لَسارِقونَ » « 2 » كه در داستان يوسف است : اعلام‌كننده‌اى اعلام كرد [ كه اى اهل قافله هر آينه شما سارق هستيد . ] به اذان به همين جهت كه اعلام است « اذان » مىگويند . فرق اذان با اقامه اين است كه اقامه مقدمهء برپاداشتن نماز است ، با اقامه نماز شروع مىشود ، ولى اذان اعلام است . ما اگرچه ، هم اذانى كه مقدمهء نماز باشد داريم و هم اذان اعلامى ، ولى اصل معناى اذان اعلام است كه كسى بالاى مأذنه مىرود و با صداى بلند به مردم اعلام مىكند كه موقع نماز است و آماده براى نماز باشيد . پس مسألهء اذن ، اعلام رخصت است ، اطلاع دادن به طرف مقابل است كه مانعى نيست . به فارسى مىگوييم : اجازه داديم . كلمهء « اجازه » كه در فارسى به كار مىرود و عربى است ، از مادهء « جواز » به معناى عبور است . وقتى كسى مىخواهد از دروازه‌اى و يا مرزى عبور كند و از آنجا بگذرد ، نياز دارد كه شخص
هامش
( 1 ) . انعام / 18 . ( 2 ) . يوسف / 70 .