شبهه در اذهان پيدا مىشود .
يكى اينكه بعضى كه توجه نمىكنند اين سخن در مورد اولياءاللَّه است مىگويند : طبق اين آيه مرگ بايد براى همهء مردم يك امر آرزويى باشد ، پس آيا خدا آدم را در اين دنيا آورده تا هميشه آرزوى مرگ داشته باشد ؟ نه ، قرآن نمىگويد همهء مردم ، بلكه مىگويد مرگ براى اولياءاللَّه يك آرزوست .
شبههء دوم اين است كه آيا اولياءاللَّه فقط بايد آرزوى مرگ داشته باشند و آرزوى طول عمر نبايد داشته باشند ؟ اگر چنين است پس چرا خود اولياءاللَّه در دعاها از خدا طول عمر خواستهاند و به ما هم دستور دادهاند كه از خدا طول عمر بخواهيد :
اللّهُمَّ اجْعَلْ فيما تَقْضى وَ تُقَدِّرُ مِنَ الْأَمْرِ الَمحْتومِ وَ فيما تَفْرُقُ مِنَ الْامْرِ الْحَكيمِ فى لَيْلَةِ الْقَدْرِ مِنَ الْقَضاءِ الَّذى لا يُرَدُّ وَ لايُبَدَّلُ انْ تَكْتُبَنى مِنْ حُجّاجِ بَيْتِكَ الْحَرامِ ، الْمَبْرورِ حَجُّهُمْ ، الْمَشْكورِ سَعْيُهُمْ ، الْمَغْفورِ ذُنوبُهُمْ ، الْمُكَفَّرِ عَنْهُمْ سَيِّئاتُهُمْ وَ اجْعَلْ فيما تَقْضى وَ تُقَدِّرُ انْ تُطيلَ عُمْرى فى خَيْرٍ و عافِيَةٍ « 1 » .
در بخش آخر اين دعا به خداوند عرض مىكند : از تو مىخواهم عمرم را زياد كنى ولى در خير و عافيت . هم خودشان آرزوى طول عمر دارند و هم از ما خواستهاند كه از خداوند عمر طولانى بخواهيم . نيز اگر مرگ مورد آرزوست چرا خودكشى مانند كشتن هر انسان ديگر گناه كبيره و نتيجهاش عذاب مُخلّد است ؟ چرا اگر كسى ولو به همين خيالات ، خودش را بكشد ، نفْس محترمى را كشته است و قرآن فرموده است كه تا ابد در عذاب الهى است ؟
از توضيحاتى كه داديم معلوم شد كه در عين اينكه مرگ براى اولياءاللَّه يك امر مورد آرزوست معنايش اين نيست كه آنان مجازند اين فرصت را از دست بدهند ، بلكه هر وقت آن فرصت به قضا و قدر الهى تمام شد آرزو دارند به آنجا بروند .
گفتيم كه در دو مورد است كه براى اولياءاللَّه مرگ بهطور مطلق يك امر آرزويى مىشود و ديگر از خدا طول عمر نمىخواهند . يكى همانطور كه عرض كردم آنجا كه احساس كنند ديگر بعد از اين فرصت كار نيست .
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 97 / ص 375 ، با اندك اختلاف .