رودخانههاى عظيم ، درياها ، درياچهها در اثر رفت و آمد زياد كشتيها و در اثر آلوده شدن به فضولات نفتى آلوده شده است و روزبهروز هم آلودهتر مىشود . مثال واضحترش هواست . هوا را بايد انسان پاك نگه دارد ولى مىبينيم كه هوا تدريجاً بخصوص در شهرها و بالاخص در شهرهاى بزرگ آلوده مىشود بهطورى كه در شهرهايى نظير تهران مسألهء تنفس دچار مشكل شده است . اينها مسائلى است كه در ميان ما كمتر مطرح مىشود ؛ البته مطرح شده است و مىشود ولى در دنياى به اصطلاح پيشرفته جزء مسائل روز قرار گرفته است . اين ، بحث طويل و دامنهدارى است كه نمىخواهم وارد آن بشوم ، مقصودم قسمت ديگرى است .
ولى بسيارى از امور است كه لااقل براى استفادهء بشر چنين است كه نياز به ساخته شدن دارد . اگر انسان بخواهد آن را در همان حالت اوّلى و طبيعىاش مورد استفاده قرار دهد چندان قابل استفاده نيست ؛ بايد آن را ساخت آنگاه مورد استفاده قرار داد . بعد از ساختن و قبل از ساختن ، تفاوت قيمت آن بسيار زياد است . مثلًا طلا يك عنصر معدنى است ولى طلا به همان صورتى كه از معدن استخراج مىشود براى بشر خيلى قابل استفاده نيست . بشر با ابزارها ، وسائل و عمليات زرگرى طلا را مىسازد و به صورت زيورهاى زنانه و سكه و اشياء ديگر در مىآورد . مثال ، بيش از حدى است كه بشود ذكر كرد . پشمى كه انسان از گوسفند مىچيند ، به صورتى كه در طبيعت به دست مىآيد چندان ارزشى ندارد و قابل استفاده نيست . انسان ابتدا اين پشم را به شكلهاى مختلف درمىآورد و بعد ، از آن استفاده مىكند . ساختهشدهء آن چندين برابر مادهء اوّلى خام ارزش دارد . حيوانها و گياهها هم كم و بيش چنين هستند . مقدمه را زياد طولانى نمىكنم .
ويژگيهاى ساختهشدن انسان
بحث در مورد انسان است . آيا انسان از آن دسته موجوداتى در طبيعت است كه آنها را بايد به حالت اوّلى و دستنخورده باقى گذاشت ؟ آيا بهترين انسان آن انسانى است كه به همان حالت اوّلى و دستنخورده باقى باشد يا انسان هم مثل هزارها چيز ديگر نياز به ساختهشدن دارد و به اين دنيا كه مىآيد ابتدا مانند يك مادهء خام به دنيا مىآيد ، مادهء خامى كه ارزش بالقوّه دارد و بايد ساخته بشود تا ارزش فوقالعاده پيدا كند ؟ مطلب از چه قرار است ؟