تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 664

مساهمون:

ص٦٦٤
مىبرند . ] براى آنها ( بدكاران ) « كَالْمُهْلِ يَغْلى فِى الْبُطون » بود ، غليان و جوشش بود ، و گفتيم كه هميشه كار خير و كار حق امنيت‌آور است ، و آن امن و امانى كه متقيان در آنجا دارند نتيجهء امن و امان دنياست كه « الا بِذِكْرِاللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلوبُ » « 1 » . « فى جَنّاتٍ وَ عُيونٍ » در باغها ، در بهشتها و در ميان چشمه‌ها « يَلْبَسونَ مِنْ سُنْدُسٍ وَ اسْتَبْرَقٍ مُتَقابِلينَ » از انواع جامه‌هاى ديبا ، نازك و ستبر مىپوشند ، روبروى هم مىنشينند و از مجالست با يكديگر لذت مىبرند . « كَذلِكَ » اينچنين « وَ زَوَّجْناهُمْ بِحورٍ عينٍ » و جفت و قرين قرار مىدهيم آنها را به سياه‌چشمان خوش چشمى ، كه ممكن است مقصود همان زوجات دنياشان باشد كه شامل حورالعين آخرت هم مىشود ( در آيات پيش اين طور خوانديم ) . « يَدْعونَ فيها بِكُلِّ فاكِهَةٍ امِنينَ » مىخواهند و مىخوانند هر نوع ميوه‌اى را . تكرار مىكند : در نهايت امن و امان و آرامش به سر مىبرند . « لا يَذوقونَ فيهَا الْمَوْتَ الَّا الْمَوْتَةَ الْاولى وَ وَقيهُمْ عَذابَ الْجَحيم » در آنجا ديگر مرگ وجود ندارد ، ديگر مرگى نمىچشند . براى اهل بهشت تصور اينكه مرگى وجود داشته باشد نهايت ناراحتى است ؛ براى اهل جهنم تصور اينكه مرگى وجود داشته باشد نهايت بشارت است . به اينها وقتى مىگويند مرگى نيست ، اين بزرگترين عذابهاست ؛ به آنها وقتى مىگويند ديگر مرگى نيست بزرگترين بشارتهاست . « وَ وَقيهُمْ عَذابَ الْجَحيم » خداى آنها آنان را از عذاب جحيم نگهدارى كرده است . ( از متقين شروع شد كه از مادهء « تقوا » و « وَقْو » و « وَقْى » و نگهدارى است و تقريباً به اينجا ختم مىشود كه « وَ وَقيهُمْ » خدا هم آنها را نگهدارى كرده است . ) انسان تا در دنيا خودش را از آنچه كه موجب جهنم است نگه ندارد در آخرت از جهنم نگهدارى نمىشود . « فَضْلًا مِنْ رَبِّكَ » همهء اينها تفضلات پروردگار توست . اهل بهشت هر چه را كه دارند فضل پروردگار مىبينند « ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظيمُ » و رستگارى بزرگ اين است .

توجه اهل بهشت به كرامت بودن نعمتهاى بهشتى

نكته‌اى را عرض مىكنم و آن اين است : براى آن گروه از اهل بهشت كه اهل معرفت هستند نعمتهاى بهشتى از دو جهت نعمت است : يك جهت خود همين نعمت بودن اين نعمت ، كه نعمت براى انسان نعمت است ، همين طور كه در دنيا هم ، قطع نظر از هر
هامش
( 1 ) . رعد / 28 .