تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 573

مساهمون:

ص٥٧٣
آن همسران از رديف اخلّائى باشند كه قرآن نام برد ، يعنى كسانى كه يكديگر را دوست دارند به خاطر خدا ، كه خوانديم : « الْاخِلّاءُ يَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ الَّا الْمُتَّقينَ » ، همسرانى كه پيوند تقوا ، علاوه بر پيوند زناشويى ، اينها را با يكديگر مرتبط و متحد كرده است . در اين باره در جلسهء پيش بحث كرديم . آيهء بعد قسمتى از تنعمات آنها را ذكر مىكند كه ضرورتى ندارد بگوييم اختصاص دارد به كسانى كه با همسرانشان در بهشت هستند ، شامل همه مىشود . در اين آيه از مطعومات و مشروبات ، يعنى از خوردنيها و آشاميدنيها ، و از ظروف بسيار عالى خوردنيها و آشاميدنيها ياد شده است . بعد هم در ذيلش مىفرمايد در آنجا هرچه كه نفوس بخواهند و هر چيزى كه موجب لذت چشمها مىشود وجود دارد .

معاد جسمانى و روحانى

مطلبى را به طور تذكر و يادآورى عرض مىكنم . مىدانيد كه اين سخن هميشه مطرح بوده است كه آيا معاد ، جسمانى است يا روحانى ؟ يعنى انسانها كه محشور مىشوند ، آيا صرفاً روحشان محشور مىشود بدون اينكه هيچ جسمى در كار باشد ؟ اصلًا جسمى در كار نيست و فقط روح محض است ، فقط همان چيزى است كه درك مىكند و تعقل و تفكر مىكند ، ديگر از جسمْ چيزى در كار نيست ؟ و يا اينكه جسم محشور مىشود ، يعنى انسان با بدن محشور مىشود و داراى بدن است ؟ البته شق سومش هم كه واضح و روشن است كه هم جسمانى و هم روحانى ، هر دو ؛ يعنى هم لذتها و بهجتهاى روحانى ، و هم لذتها و بهجتهاى جسمانى . از نظر تعليمات اسلامى نمىشود در اين جهت ترديد كرد كه معادى كه در اسلام هست هم جسمانى است و هم روحانى . مقصود چيست ؟ اما اينكه عرض مىكنيم كه جسمانى است ، يعنى مطابق آنچه كه ما از قرآن استنباط مىكنيم آنجا روح محض نيست كه هر چه لذت باشد منحصراً لذت روحى باشد و رنج و درد هم منحصراً رنج و درد روحى باشد . در اين دنيا بدون شك ما دو لذت داريم ، روان‌شناسى هم دو نوع لذت براى انسان مىشناسد ( و دو نوع رنج هم داريم ) : لذتهاى جسمانى [ و لذتهاى روحانى ] ، كه خود لذت جسمانى هم باز روحى است ، يعنى اگر روح نباشد جسم لذت نمىبرد . مقصود از « لذت جسمى » لذتى كه جسم مىبرد نيست ، چون جسم قطع نظر از روح ، يك مرده و يك جماد است . لذات جسمانى يعنى لذاتى كه انسان با روحش مىبرد از راه